!این صفحه فعلن در وضعیت آزمایشی قرار دارد

Showing posts with label بیانیه. Show all posts
Showing posts with label بیانیه. Show all posts

2018/04/29

اول ماه مه را به روز مبارزه‌ی انترناسیونالیستی برای تغییر جهان تبدیل کنیم!


اول ماه مه امسال در بلژیک به همراه نیروهای آلترناتیو و انترناسیونالیست به خیابان می‌آییم تا صفوف رزمنده‌ی مبارزه علیه سرمایه‌داری جهانی را تقویت کنیم. اول ماه مه امسال در خیابان‌های بروکسل به همراه رزمندگانی که استثمار و فوق‌استثمار، فاشیسم، بنیادگرایی مذهبی، مردسالاری و انواع تبعیض و ستم را برنمی‌تابند راهپیمایی کرده و سرود رهایی بشر را می‌خوانیم. ما دست در دست مردم مترقی بلژیک کلیت نظام سرمایه‌داری امپریالیستی را نفی کرده و ساختِ جهانی نوین را فراخوان می‌دهیم. ما در حالی ساختِ آینده‌ای نوین را فراخوان می‌دهیم که جهانی که در آن زندگی می‌کنیم به میدانِ رقابت قدرت‌های امپریالیستی برای کسب سودهای حداکثری تبدیل‌شده و پیمان‌نامه‌های صلح بر بستری از سرزمین‌های سوخته و ویران امضا می‌شود. فراخوان به تغییر جهان در شرایطی اعلام می‌شود که توده‌های خاورمیانه قربانی جنگ‌های امپریالیستی، نیابتی، ملی و مذهبی شده و نیاز به تغییر از افغانستان تا عراق و سوریه، از فلسطین تا ایران و ترکیه و کردستان پاسخ درخوری می‌طلبد. خاورمیانه به میدان تمرکز رقابت‌های امپریالیست‌های بحران‌زده تبدیل گشته است که ارتجاعی‌ترین اشکال سرکوب توده‌ها را متبارز کرده است، مردسالاری در برابر رهایی زنان، جنگ‌های فرقه‌ای شیعه-سنی در برابر رهایی توده‌ها از مذهب، سکوت جهانی در پسِ سرکوب توده‌های فلسطین در برابر متجاوزانِ سرزمین‌های اشغالی، شوونیسمِ ترک و فارس در برابر حق تعیین سرنوشتِ ملت کُرد، عرب، بلوچ و ... و گرم‌ترین بازار صدور تجهیزات جنگیِ امپریالیست‌های آمریکایی، اروپایی، روسی و چینی به قیمت قتل‌عام دقیقه‌ای توده‌ها. نام این شرایط جنایت علیه بشریت است که به زنجیره‌ی ستم و استثماری مشابه در آفریقا و آسیا و ... گره خورده است. این شرایط جهنمی اما به اتکای نیروی عظیم فرودستان جان به لب رسیده هم‌زمان آبستن شرایط انقلابی است. به همین دلیل می‌توان و باید بر این روند نقطه‌ی پایانی گذاشت.

از طرف دیگر ظهور راست افراطی و عروج فاشیسم به شکل نیروهای قدرتمند سیاسی در کشورهای سرمایه‌داری جهان تبارز دیگری از روابطی است که برجهان ما حاکم است. سرکوب و اخراج مهاجرانی که به‌واسطه‌ی دخالت‌های نظامی-اقتصادی کشورهای متروپول به قاره اروپا و آمریکای شمالی سرازیر شده‌اند لایه‌ی قابل‌مشاهده‌ی قدرت گیری راست افراطی در این کشورها است. لایه‌ی ناپیدای آن اما تغییرات گسترده‌ای است که از راه می‌رسند و هر چه زودتر باید آن را متوقف ساخت. تغییراتی که ارتجاعی‌ترین وجوه سرمایه‌داری را برجسته ساخته و این‌بار در سطحی جهانی خود را بازتاب می‌دهد. این روند را می‌توان و باید متوقف کرد.

به همین‌دلیل و بی‌تردید اول ماه مه، روز جهانی کارگر، روز مبارزه‌ی انترناسیونالیستی ما علیه کلیت نظام سرمایه‌داری جهانی و علیه تمام وجوه ارتجاعی آن است. روز مبارزه علیه جنگ و ویرانی، روزِ مبارزه علیه اشغالگری و سرکوب، روز مبارزه علیه مردسالاری و بنیان‌های تبعیض نژادی، زبانی، جنسیتی، ... و روز مبارزه‌ی متحد ستم‌دیده‌گان جهان علیه ستم و استثمار است. ما در این روز با فریاد رهایی بشر از نظام سرمایه‌داری و در جهتِ ساختِ جهانی نو مبارزه می‌کنیم. ما جانب هیچ‌کدام از نیروهای ارتجاعی را در برابر دیگری نمی‌گیریم بلکه ما انقلابیون، همدستِ توده‌های زحمتکش و دشمن ارتجاعیون از هر رنگ، ملیت، جنسیت، مذهب و ... هستیم.

زنده‌باد اول ماه مه رزمنده!
زنده باد انقلاب!
سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان) – بلژیک
کمیته‌ی جوانان بلژیک

2017/12/10

دانشگاه تریبون آگاهی و انعکاس مبارزات توده هاست!


بیانیه‌ی مشترک در رابطه با اعتراضاتِ اخیر جنبش دانشجویی

به مناسبت روز دانشجو و در روزهای پیش از آن شاهد برگزاری اعتراضاتِ دانشجویان در برخی از دانشگاه‌های کشور بودیم. شاهدِ فریادهای رسای دختران و پسران مبارزی بودیم که عدم رضایت خود از نظام اقتصادی - سیاسی و آموزشی کشور را اعلام کردند. دختران و پسران جسوری را دیدیم که با اجرای یک نمایش مترقی در دانشگاه تهران به بازخوانی تاریخ سرکوب در ایران پرداختند. برخی از واقعیت‌های در خون غلتیده‌ی تاریخ معاصر مانند انقلاب فرهنگی اسلامی در سال ۵۹، كشتار كارگران شهربابک خاتون‌آباد، اجباری شدن حجاب برای زنان و پولی شدن دانشگاه‌ها و ... برای نسل جوان دانشجو یک روایت و برای آگاهان به موضوع یک بازخوانی بود. بیانیه‌هایی نیز با تأکید بر همین مضامین از سوی شوراهای صنفی و نهادهای دیگر قرائت شد و در میان جمعیت توزیع گشت.

آری بازهم خواب سرکوب‌گران تا بنِ دندان مسلح و چکمه‌پوشانِ مسلط آشفته گشت و بازهم بخشی از جامعه که قرار بود صدایش خاموش شود، فضای دانشگاه را به تریبونی برای آگاهی توده‌ها تبدیل کرد و اعلام کرد که شرایط موجود را نمی‌پذیرد و در مقابل ستمی که روا می‌شود مقاومت می‌کند. دانشجویان فریاد زدند: «با تهديد با احضار، تسليم نمی‌شويم این بار!»، «دانشگاه پول‌گردان، تضعيف زحمتكشان!»، «دانشجو آگاه است با كارگر همراه است!»، «كارگر، معلم، دانشجو، اتحاد! اتحاد!»

این اعتراضات، این انرژی و این جنبه از مقاومت نسیمِ خوشی است که بازهم از دانشگاه وزیدن گرفته و باید تقویت شده و از آن دفاع کرد. جنبش دانشجویی به‌واسطه‌ی پویایی درونی خود یک جنبش سیاسی است که می‌تواند و باید تریبون توده‌ها باشد و ضمن افشاگری از ستم و استبداد موجود، به رهایی توده‌های ستمدیده فراخوان دهد. در بطن اعتراضات دانشجویی اخیر ما این وجه مهم از جنبش دانشجویی را به‌وضوح شاهد بوده و می‌خواهیم آن را برجسته کنیم. جنبش دانشجویی در شرایط عینی سیاسی متفاوتی نسبت به دهه‌ی ۷۰ و ۸۰ در حال اوج‌گیری است و نسل جدید دانشجویان در حالی وارد میدان مبارزه شده‌اند که شرایط اختناق داخلی در کشور و آشفتگی‌های جنگی در منطقه روزبه‌روز حادتر می‌شود. وضعیتی که تقریباً تمام جنبش‌های اجتماعی و اشکال گوناگون مبارزات توده‌ای با آن روبرو هستند. با درک این وضعیت به اهمیت مبارزه‌ای که انجام ‌شده بیشتر می‌توان پی برد و جنبه‌های درست آن را برجسته کرد و هم‌زمان کوشید تا به جدلی سازنده دامن زد که جنبه‌های دیگری که برای توقف وضعیت موجود و تغییر آن لازم است عمده شوند. مهم‌ترین جنبه قابل دفاع در حرکت اخیر تقابل آن با سیاست‌های نظم مسلط و عملکردِ‌ حاکمیتِ موجود است که با تمام کمبودها قابل دفاع است چون می‌تواند امکاناتی را فراهم سازد تا مبارزات آتی و کل جنبش دانشجویی تبدیل به چیزی شود که باید بشود، یعنی تریبون واقعیِ آگاهی و انعکاس مبارزات توده‌ها. اهمیت درک این موضوع نتیجه‌ی دیگری هم دارد و آن این‌که راه مبارزه واقعی را از بیراهه گرایشات اپورتونیستی جدا می‌کند. گرایشاتی که بدون درگیر شدن با واقعیت موجود خواهانِ تغییر آن هستند؛ بنابراین برای »تبدیل شدنِ» این جنبش به چیزی که باید بشود،‌ ترسیم چنین خط تمایزی ضروری است، یعنی از یک‌سو مبارزه با حاکمیت باید برجسته شود و از سوی دیگر بر اساس تغییر واقعیت موجود حرکت کرده و ذهنی‌گرایی را رد کنیم.

به نظر ما جنبش دانشجویی رسالت خود را دارد و اتخاذ هر موضعی به درگیر بودن آن در فضاهای سیاسی ـ تاریخی مشخص وابسته است. نقاط قوت و کمبودهای آن را هم باید در همین چارچوبه دید. در مورد مبارزات اخیر شاهد نقاط قوتی بودیم که قابل‌ذکر هستند. مثلاً همان‌گونه که این جنبش تاریخا در کنار زحمتکشان قرارگرفته بود، امسال هم توانست شعار اتحاد با کارگران، معلمان و اقشار تحتانی را اعلام کند. با تمام کمبودها اما به مسئله جنسیتی هم برخورد کرد و سیاست تفکیک جنسیتی را نفی کرد. رابطه خوبی میان وضعیت معیشتی توده‌ها و شرایط خاص دانشگاه در دورانِ تغییر و تحولات اقتصادی ایران برقرار کرد. در این مبارزات شاهد کمبودهای سیاسی مشخصی هم بودیم مثلاً همان‌گونه که این جنبش زمانی تریبون انقلاب رهایی‌بخش مردم ایران بود و‌ دیرزمانی است که با اهرم دین و چماق میزبان نماز جمعه است، شعار و بحثی از مبارزه با جهل و خرافات در میان نبود حتی در بیانیه‌های صادر و پخش‌شده. جای خالی مرزبندی با خرافاتِ مذهبی یکی از مواردی است که جنبش دانشجویی تاریخا به جامعه بدهکار است و امسال هم به هر دلیلی در این مبارزات جایی نداشت. اگر زمانی جنبش دانشجویی مدافع مبارزات ظفار و مخالف لشکرکشی شاه به عمان بود و در دهه‌ی هشتاد سیاست و شعار «نه به استبداد داخلی، نه به جنگ امپریالیستی!» را حمل می‌کرد اما امسال جای خالی مرزبندی با سیاست‌های جنگی حاکمیت در منطقه در کنار خطر برخوردهای نظامی فاجعه‌بار تعجب‌برانگیز بود. سیاست‌های جنگی که حاکمیت آن را به اشکال مختلف در جامعه ایدئولوژیزه کرده، مصیبت‌های فراوانی برای توده‌های خاورمیانه و ایران به وجود آورده و اتفاقاً دانشگاه مرکز مهمی برای این پمپاژ فکری توسط حاکمیت محسوب می‌شود. این سیاست باید قویا محکوم شود. عدم مرزبندی با جنگ یا تبارزات داخلی و بین‌المللی آن نه‌تنها یک جای خالی در میان شعارها بلکه بیش از آن حفره‌ای سیاسی در شانزده آذر امسال بود.

آن‌هایی که مستقیماً درگیر مبارزه هستند و آن‌هایی که به‌طور غیرمستقیم با این جنبش و مبارزات آن مرتبط هستند، وظیفه دارند که آگاهانه راه را برای تبدیل کردنِ سطح کنونی مبارزات به سطحی رهایی‌بخش هموار سازند، به سازمان‌دهی آگاهانه بدمند، به خط تمایز میانِ حاکمیت و نهادهای آن و جوانان جویای تغییر اهمیت داده تا این جنبش هر چه هوشیارتر و مبارزات آن بالنده‌تر شود و آن موقع است که رعد و برقش تکان‌دهنده خواهد بود و صدای مردم را منعکس خواهد کرد. بسیار بلندتر از چیزی که اکنون شاهد آن هستیم. ما با چنین رویکردی یعنی دفاع نقادانه، راه را برای جمع‌بندی از این مبارزات هموار کرده و مانند تمام نیروهای خواهان تغییر، بار چنین مسئولیتی را بر دوش خود نیز می‌بینیم چراکه بدون این کار مبارزات به نتایج رهایی‌بخش نخواهند رسید.

زنده باد مبارزات حق‌طلبانه و آگاهانه‌ی جنبش دانشجویی!

کمیته جوانان بلژیک
سازمان زنان هشت مارس (ایران ـ افغانستان) - بلژیک
۱۹ آذر ۱۳۹۶ ـ ۱۱ دسامبر ۲۰۱۷

2017/04/29

اول ماه مه روز مبارزه و همبستگی انترناسیونالیستی علیه نظام سرمایه‌داری امپریالیستی


اول ماه مه امسال در حالی فرا می‌رسد که خطرِ جنگ، سایه‌ی تاریکی بر زندگی میلیون‌ها نفر افکنده است. علاوه بر نابودی محیط زیست و جان دادنِ هزاران مهاجر و پناهجو در راه‌های بی‌بازگشت، علاوه بر افزایش هر روزه‌ی زن‌ستیزی، نژادپرستی، ستم ملی، دیگر‌هراسی و ... در جهان، علاوه بر نابودی بخش‌هایی از قاره‌ی آفریقا و فراموش شدن میلیون‌ها نفر در آن و ... امسال شاهد به قدرت رسیدنِ دونالد ترامپ در ایالات متحده و عروج فاشیسم در جهان هستیم که تشدید تمام این بلایا را در حادترین شکل آن یک‌جا نمایندگی می‌کند. به قدرت رسیدن او، جریان‌های راست افراطی و مرتجعینِ مذهبی در سراسر اروپا، خاورمیانه و جهان را به تحرک واداشته و توده‌‌‌‌های مردم در حال پولاریزه شدن در میان این دو قطب واپس‌گرا یعنی نیروهای امپریالیستی و مرتجعین مذهبی هستند. تنها انتخابی که بالفعل در برابر مردم قرار گرفته، رفتن به سوی یکی از دو قطب واپس‌گرا در مقابل دیگری است. انتخابی که معادل نابودی بشریت است.

این وضعیت باید متوقف شود! کافی است!
ما باید این وضعیت را تغییر دهیم! 

به همین دلیل امسال هم اول ماه مه همراه با مبارزین رادیکال و ضد سرمایه‌داری به خیابان خواهیم آمد تا امکان ساختن آلترناتیو دیگری را در برابر توده‌ها ترسیم کنیم. به خیابان خواهیم آمد و این پیام را تقویت می کنیم که «به نام بشریت، تنها راه رهایی انقلاب است!» و باید در برابر این دو قطب ارتجاعی ایستاد، تا بتوانیم جهانی بدون ستم و استثمار بسازیم. ما در این روز فریاد خواهیم زد:

نه به فاشیسم، نه به جنگ، نه به اخراج مهاجرین و پناهجویان، نه به نابودی محیط زیست، نه به زن‌ستیزی، نه به هموفوبیا، نه به دیوار و ... نه به هر نوع ستم و استثمار!!!

سرمایه داری یک نظام پوسیده است و باید سرنگون شود!
انقلاب تنها راه رهایی بشر است!


کمیته جوانان بلژیک
فعالین سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان) - بلژیک


English


The first of May
The day of struggle and international solidarity against capitalist imperialism

May Day of this year is coming while the threat of war has cast a dark shade on the lives of millions of people. This year, not only we have witnessed many disasters such as drastic climate changes, the death of thousands of migrants and refugees, the rise of misogyny, of sexism, of xenophobia, of racism, of national oppression all around the world, destruction of parts of Africa and millions of its people who are forgotten and etc. but also we see the rise of fascism all around the world after Donald Trump came to power in the U.S which exacerbates all these catastrophes. After that, extreme right-wing movements and religious reactionaries throughout Europe, the Middle East and other parts of the world have become more active and try to mobilize people.

The masses are being polarized between the two reactionary poles of the imperialists and religious fundamentalists. It seems that the only actual choice that people are left with is amongst these two reactionary poles. Either of them will end up to annihilation of humanity.

This has to be stopped! It’s enough!
We must change this situation! 

And that's why this year, on May 1, we will go out to the streets together with radical and anti-capitalist fighters to portray the possibility of another alternative for the masses. We will go out to the streets to scream: “In the name of humanity the only way of emancipation is revolution”! We will shout that we must stand and rise in front of these two reactionary poles in order to build a world without exploitation and oppression. On this day, we will shout:

No to fascism, no to war, no to deportation, no to global warming, no to sexism, no to misogyny, no to homophobia, no to wall, no to any oppression and exploitation!!

Capitalism is an outdated system; it must be overthrown!
The only way of human emancipation is REVOLUTION!


Youth committee of Belgium
March 8 women organisation (Iran-Afghanistan) - Belgium


Français


Le premier mai
Le jour de la lutte et la solidarité internationale contre l'impérialisme capitaliste


Le jour de mai de cette année arrive alors que la menace de guerre a jeté une ombre noire sur la vie de millions de personnes. Cette année, non seulement nous avons assisté à de nombreuses catastrophes telles que les changements climatiques drastiques, la mort de milliers de migrants et de réfugiés, la montée de la misogynie, du sexisme, de la xénophobie, du racisme, de l'oppression nationale partout dans le monde, la destruction de certaines parties de l'Afrique et des millions de ses habitants oublis et etc., mais on voit aussi la montée du fascisme partout dans le monde après que Donald Trump est arrivé au pouvoir aux États-Unis qui aggravent toutes ces catastrophes.

Les masses sont polarisées entre les deux pôles réactionnaires des impérialistes et des fondamentalistes religieux. Il semble que le seul choix qui reste aux gens est de choisir l'un de ces deux pôles réactionnaires. L'un ou l'autre d'entre eux finira par l'anéantissement de l'humanité.

Cela doit être arrêté! C’en est assez!
Nous devons changer cette situation!

Et c'est pourquoi cette année, le 1er mai, nous sortirons des rues avec des combattants radicaux et anticapitalistes pour représenter la possibilité d'une autre alternative pour les masses. Nous allons sortir dans les rues pour crier: «Au nom de l'humanité, le seul moyen d'émancipation est la révolution»! Nous crions que nous devons nous tenir debout devant ces deux pôles réactionnaires afin de construire un monde sans exploitation et oppression. Ce jour-là, nous crions

Non au fascisme, non à la guerre, non à la déportation, non au réchauffement climatique, non au sexisme, non à la misogynie, non à l'homophobie, non au mur, non à l'oppression et à l'exploitation !!

Le capitalisme est un système obsolète; Il faut le renverser!
Le seul moyen d'émancipation humaine est la REVOLUTION!


Youth Committee of Belgium
L'organisation des femmes du 8 mars (Iran et Afganistan)-Belgique

2017/04/10

نه به بمباران آمریکایی در سوریه!

رژیم فاشیستی ترامپ- پنس را به زیر بکشید!
روز پنجشنبه، ۶ آوریل، دولت ترامپ ۵۹ موشک کروز تاماهاک به سمت سوریه شلیک کرد. ترامپ ادعا می‌کند که هدف وی از شلیک این موشک‌ها «بچه‌های زیبایی» بوده‌اند که بنابر گزارشات توسط دولت اسد مورد حلمه‌ی شیمیایی قرار گرفته‌اند. اگرچه این حمله‌ی شیمیایی مطمئنا یک جنایت علیه انسانیت است، اما در مورد کودکان زیبایی که مورد هدف پهبادهای ترامپ قرار می‌گیرند چه باید گفت؟ در مورد کودکان زیبایی که در عراق به وسیله‌ی آمریکا قطعه‌قطعه می‌شوند چه باید گفت؟ در مورد کودکان ایرانی که ترامپ با این حمله‌ی موشکی قصد تهدید قلدرمابانه‌ی آنان را دارد چه باید گفت؟

در مورد کودکان زیبایی که زن به دنیا می‌آیند و در سراسر جهان زندگی‌شان به مخاطره افتاده - به خاطر قانون «Global Gag» ترامپ که در آن دسترسی به سقط جنین کمتر شده و زنان به عنوان تکه گوشت دیده می‌شوند - چه باید گفت؟ در مورد کودکان سیاهی که در آمریکا به دنیا می‌آیند، در آمریکایی که یک نفر از هر سه پسرِ سیاه پوست به زندان می‌افتد و ترامپ می‌خواهد که «نظم و قانون» را سبعانه مستحکم‌تر سازد، چه باید گفت؟ در مورد کودکان زیبایی که والدین‌شان به مکزیک و یا کشورهای دیگر دیپورت شده‌اند، چه باید گفت؟ و یا در مورد کودکان زیبای مسلمان؟

در مورد تمامی کودکان سرتاسر جهان که آینده‌شان به خاطر انکار تغییرات اقلیمی ترامپ-پنس و حمله آنان به علم در معرض خطر قرار گرفته است؟ حقیقت این است: ترامپ توجه‌ای به کودکان سوری ندارد. او یک قلدر فاشیست است که وعده‌ی آمریکای برتر در ترور و قدرتِ آتش روی مردم جهان، که شامل یک مسابقه‌ی تسلیحات هسته‌ای جدید نیز می‌شود، را داده است.

بمب‌های وی انسان دوستانه نیستند. بمب‌های او تنها وضع را برای مردم سوریه و مردم سراسر جهان بدتر خواهند کرد. به نام انسانیت، ما باید بگوییم:
نه! نه! نه! نه! نه به بمباران سوریه!
رژیم فاشیستی ترامپ-پنس را به زیر بکشید!

۷ آپریل ۲۰۱۷
کارزار: RefuseFascism
#NoFascistUSA
@RefuseFascism

ترجمه: کمیته جوانان بلژیک

2017/03/04

بدون مبارزه‌ی انقلابی زنان، امکان هیچ تغییری وجود ندارد!

هشت مارس روز اتحاد و همبستگی جهانی‌مان، روز صف‌آرائی‌مان در مقابل سیستم سرمایه‌داری پدر/مردسالار حاکم بر جهان در راه است؛ روز مبارزه در راه تحقق بخشیدن به رویای آزادی و رهایی‌مان. روزی که می‌تواند میلیون‌ها زن را زیر پرچم شکستن زنجیر هزاران ساله‌ی ستم بر زن در کنار هم قرار دهد.

امسال نسیم این امید را ملموس‌تر از همیشه بر گونه‌های‌مان احساس می‌کنیم. این نسیم از مبارزات میلیون‌ها زن در سراسر جهان در بیست‌ویک ژانویه برخاسته است. برای اولین بار در تاریخ، میلیون‌ها زن در یک همبستگیِ جهانی علیه جریان امپریالیستی فاشیستیِ تازه به قدرت رسیده‌ در آمریکا به پا خاستند. بیش از 6 میلیون نفر از مردم جهان که اکثریت قاطع آن را زنان تشکیل می‌دادند روز بیست‌ویک ژانویه‌ی امسال نه‌تنها پرچم‌دار خواست‌های زنان شدند بلکه پرچم‌ دفاع از دیگر ستمدیدگان (پناه‌جویان، مهاجرین، سیاه‌پوستان و لاتین تباران، هم‌جنس‌گرایان و ...) را بلند کردند. این همبستگی جهانی و دستاوردهای مبارزاتی‌اش می‌تواند و باید در خدمت روشن نگه‌داشتن و گستردن آتشی که به‌حق و به‌موقع در واکنش به فجایعی که نظام حاکم بر دنیا با صحنه‌گردانانی چون ترامپ/پنس در آستین دارند، قرار گیرد.

امسال در شرایطی به پیشواز هشت مارس می‌رویم که زنان در کشورهای افغانستان، عراق، سوریه، و.. به خاطر حملات و تجاوزات امپریالیست‌های اشغال‌گر از یک سو و از سوی دیگر با رشد بنیادگرایی اسلامی در منطقه متحمل ستم‌‌های غیرقابل تصوری شده‌اند. جنگ‌افروزی‌ها و اشغال‌گری‌های سبعانه‌ی قدرت‌های امپریالیستی برای کنترل منطقه تحت بهانه‌های مختلف و رشد نیروهای اسلامی که در بنیادگرایی از هم پیشی می‌گیرند.

اما زنان در کشورهای به اصطلاح پیشرفته‌‌ی سرمایه‌داری نیز شاهد تشدید اشکال دیگری از ستم‌گری هستند و بدن و زندگی آنان به نوع دیگری در کنترل شونیسم مردسالارانه قرار گرفته است؛ علیرغم برابری نسبی قانونی، به علت وجود یک سیستم مردسالار ما شاهد تبعیضات ضدزن را در عرصه‌های مختلف و خشونت علیه زنان در اشکال گوناگون هم چون تجاوز، ضرب و شتم و خشونت خانگی در ابعاد وسیع، محدودیت حق سقط جنین، استفاده کالایی از بدن زن، قاچاق انسان و قاچاق سکس و بردگی جنسی «مدرن»، فحشا، پورنوگرافی و ... هستیم.

بدون شک مبارزه‌ای سخت و دشوار در پیش است. پیروزی و رهایی واقعی ما زنان سهل و آسان نخواهد بود و راه پر پیچ و خمی را در پیش داریم. اما موقعیت و شرایط زندگی میلیون‌ها زن در جهان به گونه‌ای است که دیگر نمی‌توان تا این حد حقارت و فرودستی را تحمل کرد. اما به خاطر موقعیت خاص و پتانسیل بالا و انگیزه‌ی قوی که برای رهایی دارند، نیروی مهمی در جهت تغییرات آینده هستند و مبارزات‌شان علیه ستم، شجاعانه و سهمگین است. تنها با گسترش مبارزات متشکل و انقلابی زنان و توده‌های وسیع مردم است که می‌توان پیروز شد.

در این راستا «کلکتیو برگزاری ۸ مارس در بلژیک» همه زنان و مردان مبارز و معترض را فرا می خواند تا در این آکسیون انترناسیونالیستی با ما همراه شوید! و ضرورت تغییر شرایط موجود را در جهت پایان دادن به سرکوب زنان و بشریت هر چه صریح تر فریاد زنید. دوران اسارت دیگر بس است!

زمان دریدن بندهای اسارت‌مان فرا رسیده است!
نه به پدرسالاران امپریالیستی ونه به بنیادگرایان مذهبی !
مبارزه‌ی متشکل،انقلابی و گسترده‌ی زنان ضامن پیروزی است!
برخیز زن! شورش و مبارزه روز و مناسبت نمی‌خواهد.
برخیز زن! انقلاب دعوتنامه و تعلل نمی‌پذیرد.

زمان: شنبه ۱۱ مارس ۲۰۱۷، ساعت ۱۲
مکان: ایستگاه مرکزی قطار شهر بروکسل (Europakruispunt), 1000 Brussel
 
La plate-forme des femmes du 8 mars de Belgique
Les organisateurs: L’Union des Femmes Socialistes / skb-aveg@hotmail.com
L’Organisation des Femmes du 8 mars (Iran-Afghanistan) / www.8mars.com
L’Institut Kurde de Bruxelles / www.kurdishinstitute.be
Le Mouvement des Femmes Kurdes en Belgique

Français

Sans lutte révolutionnaire des femmes,
pas de changement possible!

Pour la première fois dans l’histoire, des millions de femmes solidaires ont unis leurs voix pour contester un régime fasciste, à savoir celui qui a débuté son règne avec l’arrivé de Trump. Plus de 6 millions de personnes, majoritairement des femmes, ont milité non seulement pour les droits des femmes, mais aussi pour défendre les réfugiés, les immigrés, les populations noire, latinos, gay, etc. Cette solidarité internationale doit servir à diffuser le feu de la lutte contre les personnalités telles que Trump, Pence et tant d’autres qui font de la violence un outil de communication comme les autres.

La journée du 8 mars s’inscrit à nouveau dans un contexte où les femmes en Afghanistan, en Irak, en Iran, en Syrie, en Turquie et au Kurdistan sont confrontées à une pression inimaginable en raison des invasions et occupations impérialistes d'une part, et de la montée des fondamentalismes religieux de l'autre. Les guerres et les brutales occupations des puissances impérialistes qui cherchent à contrôler ces régions sous différents prétextes, ainsi que la montée des forces islamistes archaïques, aggravent les conditions de vie des femmes.

Dans les pays capitalistes dits avancés, les femmes souffrent également de l’oppression. A divers titres, leurs corps et leurs vies sont sous le contrôle de la suprématie masculine. Même si les femmes dans les pays occidentaux sont considérées comme égales en droit, la discrimination contre les femmes existe à tous les niveaux de vie et le système machiste se reproduit en permanence. La violence contre les femmes est largement répandue sous diverses formes, notamment à travers le viol et la violence domestique. Le droit à l'avortement est limité dans différents pays, une situation qui a d’ailleurs donné lieu à de nombreuses protestations.

La lutte des femmes à l'échelle mondiale est une source d'inspiration pour nous et toutes celles et ceux qui sont déterminées à combattre et à éradiquer l'oppression et l'assujettissement des femmes. Il ne fait aucun doute que c’est un chemin difficile et tortueux. Mais la situation et les conditions de millions de femmes dans le monde sont telles que nous ne pouvons plus tolérer un tel traitement insultant et méprisable. Avec cette journée, "La plate-forme des femmes du 8 Mars de Belgique" lance un appel à toutes celles et ceux qui sont en lutte à se joindre à nous pour l'action internationale contre la répression des femmes.

La lutte organisée, généralisée et révolutionnaire des femmes est la clé de la victoire !
Non à l'impérialisme patriarcal! Non à l'intégrisme religieux!
Femmes, réveillons-nous ! La lutte et la rébellion n'ont pas besoin d'une occasion spéciale.
La révolution n'a pas besoin d'une invitation.
Retrouvons nos sœurs et amies et rejoignons celles qui font partie de cette transformation révolutionnaire.
Montrons notre courage, notre puissance, notre colère, notre force et notre volonté.
Nous pouvons et nous devons défendre celles qui sont les plus opprimées et réduites au silence.
Nous pouvons et nous devons briser toutes les chaînes de l'oppression et de l'exploitation.

Date: Le samedi 11 Mars 2017 à 12h00
Lieu: Gare de Bruxelles-Central (Carrefour de L'Europe), 1000 Bruxelles

La plate-forme des femmes du 8 mars de Belgique
Les organisateurs: L’Union des Femmes Socialistes / skb-aveg@hotmail.com
L’Organisation des Femmes du 8 mars (Iran-Afghanistan) / www.8mars.com
L’Institut Kurde de Bruxelles / www.kurdishinstitute.be
Le Mouvement des Femmes Kurdes en Belgique


Nederland(Dutch)


Zonder revolutionaire vrouwenstrijd,
geen verandering mogelijk!

Het is bijna 8 maart: de dag van internationale solidariteit en steun, de dag van verzet tegen het kapitalistische patriarchale system dat de wereld regeert, de dag van verzet om onze doelen van vrijheid en emancipatie te bereiken, de dag die miljoenen vrouwen bij elkaar kan brengen om duizenden jaren van vrouwenonderdrukking te beëindigen. Dit jaar voelen we meer dan ooit hoop. Die hoop komt voort uit het verzet dat miljoenen vrouwen over de hele wereld toonden op 21 januari 2017. Voor de eerste maal in de geschiedenis, kwamen miljoenen vrouwen bij elkaar in internationale solidariteit, om zich te verzetten tegen het imperialistische en fascistische regime in de VS, dan toen zijn heerschappij begon. Meer dan 6 miljoen mensen, waarvan de overgrote meerderheid vrouwen, spraken zich niet alleen uit voor vrouwenrechten, maar werden ook de verdedigers van andere onderdrukte volkeren, zoals vluchtelingen, migranten, Afro-Amerikanen, Latino’s, leden van de LGBT-community, enzoverder. Deze internationale solidariteit en de verwezenlijkingen ervan kunnen en moeten gebruikt worden om de strijd verder te zetten tegen de monsterlijke misdaden van de nieuw heersers van dit systeem, onder leiding van Trump en Pence.

We naderen 8 maart op een moment waarop vrouwen in Afghanistan, Iran, Irak, Syrië en Koerdistan geconfronteerd worden met een onvoorstelbare druk door invasies en imperialistische bezettingen aan de ene kant, en de opkomst van islamitisch fundamentalisme aan de andere kant. Zowel de oorlogszucht en de brutale bezettingen van imperialistische mogendheden, die onder verschillende voorwendselen deze gebieden willen controleren, als de opkomst van archaïsche islamitische groeperingen, dwingen een nog moeilijkere situatie op aan de vrouwen in de regio. In de zogenaamd « ontwikkelde » kapitalistische landen, worden vrouwen even goed onderdrukt. Op verschillende manieren worden ook hun lichamen en levens gecontroleerd door de mannelijke suprematie. Zelfs al worden de vrouwen in Westerse landen beschouwd als gelijk voor de wet, de discriminatie tegen vrouwen bestaat op alle niveaus van het leven en het chauvinistische systeem houdt zichzelf permanent in stand. Geweld tegen vrouwen vindt voornamelijk plaats in de vorm van huiselijk geweld. Het recht op abortus is bovendien beperkt in verschillende landen, waardoor er vaak betogingen zijn tegen de onderdrukking van vrouwen.

De strijd van vrouwen op het mondiale niveau is een bron van inspiratie voor ons en voor al diegenen die vastberaden zijn om de onderdrukking en de onderwerping van vrouwen uit te roeien. Er is geen twijfel mogelijk dat dat een moeizame en pijnlijke weg is. Maar de situatie en de omstandigheden van miljoenen vrouwen over de hele wereld zijn zo dat we geen enkele beledigende en verachtelijke behandeling meer toestaan. Met deze dag wil ‘Het Belgische platform van vrouwen van 8 maart’ een oproep lanceren aan al diegenen die in strijd zijn, om zich bij ons te voegen voor een internationale actie; een oproep om een einde te brengen aan de onderdrukking van vrouwen.

De georganiseerde, gegeneraliseerde en revolutionaire strijd van vrouwen is de sleutel voor de overwinning!
Het is tijd om onze ketenen te breken!
Neen aan het patriarchale imperialisme! Neen aan het religieuze fundamentalisme!
Vrouwen, laten we wakker worden! De strijd en het verzet hebben geen speciale gelegenheid nodig.
De revolutie heeft geen uitnodiging nodig.
Laten we onze zussen en vriendinnen terugvinden en ons voegen bij diegenen die deel uitmaken van deze revolutionaire transformatie.
Laten we onze moed tonen, onze macht, onze woede, onze kracht en onze wil.
Wij kunnen en moeten diegenen verdedigen die het meest onderdrukt worden en gedwongen tot stilte.
Wij kunnen en moeten de wereld redden.
Wij kunnen en moeten alle ketenen van onderdrukking en uitbuiting verbreken.

Wanneer: Zaterdag 11 maart 2017 om 12u
Waar: Station Brussel-Centraal (Europakruispunt), 1000 Brussel

Het Belgische platform van vrouwen van 8 maart
De organisatoren : De Unie van Socialistische Vrouwen/ L’Union des Femmes Socialistes / skb-aveg@hotmail.com
De Organisatie van Vrouwen van 8 maart / L’Organisation des Femmes du 8 mars (Iran-Afghanistan) / www.8mars.com
Het Koerdisch Instituut van Brussel / L’Institut Kurde de Bruxelles / www.kurdishinstitute.be
De Beweging van Koerdische Vrouwen in België / Le Mouvement des Femmes Kurdes en Belgique

2016/08/06

انتشار نامه خروج کمیته جوانان بلژیک از نشست «احزاب، سازمانها و نهادهای چپ و کمونیست»


این نامه در دسامبر ۲۰۱۵ (اوایل دی ماه ۱۳۹۴) برای تمام نیروهای نشست «احزاب، سازمانها و نهادهای چپ و کمونیست» ارسال شده بود. بعد از چندین ماه از ارسال آن، تصمیم به انتشار بیرونی آن گرفتیم.


با درودهای رفیقانه به رفقای «احزاب، سازمان‌ها و نهادهای چپ و کمونیست»

رفقا به وسیله‌ی این نامه، خروج «کمیته‌ی جوانان بلژیک» از جمع نیروهای «نشستِ احزاب، سازمان‌ها و نهادهای چپ و کمونیست» را اعلام می‌داریم. امیدوار هستیم که از این پس فعالیت‌های نشست وارد یک روند تکاملی شده و بیش از پیش در فضای سیاسی جامعه، ایفای نقش نماید. تصمیم به خروج از نشست، به دنبال جمعبندی رفقای ما از موقعیت مشخص کمیته‌ی خود و روند کار نشست در طول یک دوره‌ی تاریخی معین حاصل شده است و به دلایل مختلف، همکاری با نشست را متوقف کرده ولی قطعا در عرصه‌های دیگر مبارزه‌ی طبقاتی به همکاری و همراهی ادامه خواهیم داد.

برای جمعِ ما،‌ حضور در این نشست و تلاش برای تأثیرگذاری بر برخی روندها و پروسه‌های آن درس‌های مهمی در بر داشت. توانستیم از نزدیک با دیدگاه‌های احزاب و سازمان‌های مختلف آشنا شده و با ایشان جدلِ سیاسی کنیم، نقش‌گیریِ‌ طبقاتی نیروهای مختلف در قبالِ‌ مسائل جاری در جنبش و مسائل کلان بین‌المللی را مشاهده کردیم و فرصت جدل فکری با نیروهای مختلف را نیز یافتیم، درک نیروها و خطوط سیاسیِ‌ مختلف در رابطه‌ با مساله‌ی آلترناتیوِ سوسیالیستی - کمونیستی را روشن‌تر فهمیدیم و استدلالاتِ ایشان را شنیدیم، متدولوژی نیروهای سیاسیِ‌ مختلف در پیش‌بُردِ خط سیاسی ـ ایدئولوژیک‌شان را در عمل تجربه کردیم و در نهایت با افقی که هرکدام از نیروهای فعال و غیرفعال در نشست مطرح کردند روبه‌رو شدیم. تمام این موارد حاوی درس‌های فراوانی برای ما بود.

ما با نام «کمیته‌ی جوانان بلژیک» در این نشست حضور داشتیم و سعی خود را کردیم که در حد توان‌مان حضوری فعال داشته باشیم. مسائلی که از ابتدا به‌صورتِ نوشتاری و در جلسات پالتاکی و در نشست‌های حضوری بر آن‌ها تاکید داشتیم،‌ ضمنِ تقویتِ‌ اتحاد، در جهت ارتقای کل مجموعه و مادی کردنِ‌ ایده‌ی انقلاب کردن بود. از ابتدا با چند نوشته‌ی کوتاه، بحث‌هایی در نشست‌های حضوری و پالتاکی بر این‌ ضرورت‌ها تاکید کردیم که: نشست باید «راه»ِ خود را ترسیم نماید،‌ هدفِ اتحاد خود را به‌روشنی طرح و آن ‌را به جامعه معرفی کند،‌ در تعیینِ جهت‌گیریِ خود از کم و زیاد شدنِ‌ نیروهای نشست -پولاریزاسیون- هراسی نداشته باشد، به ورای گذشته و با چشم دوختن به آینده گام بردارد و ... . هدف ما نقش گرفتن در پروسه و تقویتِ‌ روندی بود که به ایجاد یا تقویت یک «اتحادِ روشنِ انقلابی» در فضای فکری - سیاسی جامعه همت گمارد.
کمیته‌ی ما که خاستگاهش جنبش دانشجویی دهه‌ی هشتاد بود با وجود این‌که یک تشکل توده‌ای انقلابی است، اما نه تنها به مبارزه‌ی متشکل باور داشته و دارد، بلکه معتقدیم حزب کمونیست پیش‌رو حلقه‌ی کلیدی انقلاب کمونیستی است که نمی‌تواند بدون جبهه متحد، توده‌ها و ارتش خلق این مهم را به انجام برساند، ما به این خط باور و تاکید چند باره داریم. در دورانی که به زیر سوال بردنِ مبارزات انقلابی و آرمان‌های نسلِ ۵۷ و برائت از تحزب امتیاز سیاسی محسوب می‌شود؛ و اعلام برائت از بزرگترین دست‌آوردهای فکری و عملی طبقه‌ی جهانی‌مان زیر پوشش نقد (بورژوایی) گذشته، سکه‌ی رایج است، در دورانی که گرایشاتِ رویزیونیستی و اپورتونیستی‌ در میانِ چپ‌ها و چپِ «نو» در جنبش جوانان پس از «انقلاب» در ایران رسوخ کرده، در دورانی که منفرد بودن درواقع سلب مسئولیت از رهبری کردن و ساخت جنبشی انقلابی رو به آینده است، نه تنها باید از دستاوردهای‌مان طبقه‌ی جهانی‌مان دفاع کنیم بلکه باید مسئولیت ساخت جنبش کمونیستی را با نقد بی‌رحمانه‌ی اشتباهات‌ تاریخی و طبقاتی‌مان به دوش بگیریم.

به نظر ما روندی که تا کنون «نشست احزاب، سازمان ها و نهادهای چپ و کمونیست» در فضای سیاسی متلاطم و آشفته‌ی کنونی طی کرده و می‌کند، روندی پویا و رو به اعتلا نیست. جمع‌بندیِ ما این است که «نشست احزاب، سازمان‌ها و نهادهای کمونیست» با وجود تلاش‌های صمیمانه‌ی اکثریت رفقا، به دلیل در پیش نگرفتن یک خط اتحاد روشن و انقلابی و جسورانه، تبدیل به یک بارِ‌ سنگین و یک نام بی‌ادعا شده است. باری که باید به منزل برسد، روی زمین مانده و نامی که باید معرفی گردد، از محتوای خود گریزان است. همت جمعیِ نشست برای تقویت یک اتحاد روشنِ انقلابی در سپهرِ سیاسی ایران عقیم مانده و برخلاف تمایل‌مان باید اعتراف کنیم که محکوم به شکست است. شکست نه به معنی از هم پاشیدگی این جمع یا بر هم خوردنِ این اتحاد، بلکه به معنای عدم تغییرِ و تحرک کافی و حداقلی برای روشنایی بخشیدن به این اتحاد و عدمِ پاسخ‌گویی به ضرورت‌های پیشِ‌رویِ‌ یک اتحاد انقلابی روشن.

از نظر ما همان‌طور که مساله‌ی انقلاب کردن و برپایی یک آلترناتیو صریح و روشنِ کمونیستی در فضای فکری – سیاسیِ و عملی‌ جامعه ضرورتی حیاتی است، و از هر پُرزِ جامعه بیرون می‌زند، باید بی‌واهمه موضوع جدل مرکزی این نشست هم باشد تا بر اساس دوری‌ها و نزدیکی‌های خطی و سیاسی بتوان اتحادی روشن‌تر و کارآمد‌تر پی‌ریزی کرد؛ ضرورتی که بارها و بارها در این جمع سربلند کرده و متاسفانه اهرمِ‌ ردِ آن کماکان قوی‌تر است. متاسفانه وزنه‌ی اصلیِ خط اتحادِ نشست به سمت انفعال فکری و لاجرم عملی (که معنای طبقاتی دارند) سنگینی می‌کند و عمدتا یا در پی اعلام مواضع کلی و عام است؛ و یا در پی پاسخ‌ به نیازهای روز‌مره‌ی و بسیار جزیی جنبش؛ و با محافظه‌کاری از دست بردن به سوال‌های اساسی تحت پوشش حفظ اتحاد گریزان است که تعبیرِ درست‌تر آن حفظ وضعیتِ موجود صرفا برای بقاست. اما همان‌طور که پیش‌تر و بارها اعلام کردیم، مانند هر کمونیستِ مبارزی، ما خواهانِ یک اتحادِ‌ سیاسی با هدفی روشن در جهتِ سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی بوده و هستیم؛ و در هر مساله‌ی سیاسی روز سعی کردیم که توجهات را به چارچوبه‌های کلان‌تر (استراتژیک‌تر) که اتفاقا موضوعات خاص را هم پوشش می‌داد، جلب کنیم؛ اما موفق نبودیم و بدتر آن‌که روندِ‌ ساده برخورد کردن به مسائل پیچیده، روندِ غالب بود. روندی که باید برای نیروهای مخالف آن هشدار دهنده باشد.

مساله‌ی مهم دیگر که البته اپیدمیِ سیاسی (عمدتا اپوزسیون در تبعید) است و لزوما مشکل نشست نیست،‌ محدود شدن برون‌داد این جمع به دادن بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های مکرر و صرفا اعلام مواضع است. کاملا واضح است که در بمباران فکری و سیاسی رسانه‌های عمدتا بوژوایی و فضای رسانه‌ای داخلِ کشور و جامعه‌ی هدفی که ما برای آن فعالیت می‌کنیم،‌ توجه خاصی به چنین بیانیه‌هایی نمی‌شود و عمدتا به شکلِ عادتی که مُهر موضع‌گیری‌های نیروهای در تبعید را بر خود دارد، صادر می‌شود.

از نظر ما نشست احزاب و سازمان ها و نهادهای چپ و کمونیست تا کنون نتوانسته هدف خود را به روشنی بیان کند. نارضایتی از این ضعف هم در درون نشست و هم در رابطه با مخاطبان بیرونی کاملا مشهود است. عدم شفافیت در بیان هدف، منجر به ناروشنی و التقاط در ترسیم راه و نقشه فعالیت‌های نشست شده است. کما این‌که تا امروز بعد از گذشت چند سال، هنوز نه مرزبندی با جمهوری اسلامی کاملا روشن شده و نه امکان بحث بر سر دینامیک های این نظام به وجود آمده و نه بر سر «چه انقلابی؟» یا «چه آلترناتیوی؟» بحث جدی شده است. از این زاویه تصمیم را بر این دیدیم که اگر نمی‌توانیم در این اتحاد نقش بیشتری بگیریم؛ و بر روند جاری بر نشست تأثیر به سزایی بگذاریم، به جای این‌که در نهایت تبدیل به نیرویی منفعل یا صرفا معترض شویم، انرژی خودمان را بر اهداف دیگری متمرکز کنیم که بتواند در نهایت به انقلاب و جنبش کمونیستی در سطح دیگری خدمت کند.

کلام را کوتاه کرده و برای رفقای نشست بهترین آرزوها را داریم. با آرزوی این‌که چه در این مجموعه و چه در جبهه‌های دیگر و در مقابل دشمن، بتوانیم به ایجاد یک اتحادِ انقلابی روشن و قابل اتکا در فضای سیاسی ایران یاری رسانیم؛ اتحادی که امکان به حرکت درآوردنِ توده‌های وسیع را برای تغییر وضع موجود داشته باشد. با این نامه و با دروهای سرخ، دست تک تکِ رفقا را فشرده و از نشست خارج می‌شویم.

هم‌رزمیم!
کمیته‌ی جوانان بلژیک
دسامبر ۲۰۱۵

2016/03/04

بدون مبارزه‌ی انقلابی زنان، امکان هیچ تغییری وجود ندارد!

هشت مارس دیگری در راه است. هشت مارس روز جهانی زن، یادآور مبارزات قهرمانانه‌ی زنان کارگر نساجی در نیویورک است که سنگِ بنای مبارزه‌‌ی متشکل زنان در ابعاد جهانی را پی‌ریزی کردند.

هشت مارس روز جهانی زن در راه است. ما نه گل می‌خواهیم؛ نه تبریکات کلیشه‌ای برای رفع تکلیف؛ نه تبلیغ رسانه‌ای و سواستفاده ابزاری و نه خروار خروار آمار و تحلیل و تحقیقات دانشگاهی برای اثبات تحت ستم بودن‌مان؛ نه ترحم و نه بودجه برای برگزاری جشن روز زن و نه اجازه برای مبارزه‌مان.

در این دنیای به شدت پدر/مردسالار ما زنان از هر سن، ملیت، نژاد، طبقه، گرایش جنسی، زبان و مذهب و ... تمام روزهای سال و تمام ۲۴ ساعت آن را باید برای حقو‌قمان بجنگیم، اما روز ۸ مارس سمبل مبارزه مشترک و متحد زنان علیه ستم جنسیتی، در جهت خلق جهانی نوین و مبتنی بر برابری است.

روز قدرت‌نمایی زنان بر سنگ‌فرش خیابان‌هاست. روز بیرون آمدن‌شان از چارچوب‌های «زنانه»، «طبیعی»، «متعارف»، «خصوصی» و سنتی و کلیشه‌ای و خانوادگی و قومی و قبیله‌ای ... روز شکستن هر سدی است که مانع می‌شود این فریاد خشم و صدای اعتراض ما شنیده شود و مبارزه و مقاومت تک‌تک و لحظه به لحظه ما دیده شود.

روزی است که زنان باید مردسالاری امپریالیستی را در گوشه و کنار جهان به مصاف بطلبند؛ در خیابان، در خانه، در کارخانه، در اداره و مزرعه و دانشگاه و مدرسه و ... هم در کشورهای تحت سلطه که امروزه بنیادگرایی مذهبی بی‌داد می‌کند و هم در کشورهای سرمایه‌داری که زنان به اتکای سال‌ها مبارزه به اندک حقوق مدنی اولیه‌ دست یافته‌اند، حقوقی که در شرف بازستاندن است.

امسال در شرایطی به پیشواز هشت مارس می‌رویم که زنان در کشورهای افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، و.. به خاطر حملات و تجاوزات امپریالیست‌های اشغال‌گر از یک سو و از سوی دیگر با رشد بنیادگرایی اسلامی در منطقه متحمل ستم‌‌های غیرقابل تصوری شده‌اند. جنگ‌افروزی‌ها و اشغال‌گری‌های سبعانه‌ی قدرت‌های امپریالیستی برای کنترل منطقه تحت بهانه‌های مختلف و رشد نیروهای اسلامی که در بنیادگرایی از هم پیشی می‌گیرند.

اما زنان در کشورهای به اصطلاح پیشرفته‌‌ی سرمایه‌داری نیز شاهد تشدید اشکال دیگری از ستم‌گری هستند و بدن و زندگی آنان به نوع دیگری در کنترل شونیسم مردسالارانه قرار گرفته است؛ علیرغم برابری نسبی قانونی، به علت وجود یک سیستم مردسالار ما شاهد تبعیضات ضدزن را در عرصه‌های مختلف و خشونت علیه زنان در اشکال گوناگون هم چون تجاوز، ضرب و شتم و خشونت خانگی در ابعاد وسیع، محدودیت حق سقط جنین، استفاده کالایی از بدن زن، قاچاق انسان و قاچاق سکس و بردگی جنسی «مدرن»، فحشا، پورنوگرافی و ... هستیم.

بدون شک مبارزه‌ای سخت و دشوار در پیش است. پیروزی و رهایی واقعی ما زنان سهل و آسان نخواهد بود و راه پر پیچ و خمی را در پیش داریم. اما موقعیت و شرایط زندگی میلیون‌ها زن در جهان به گونه‌ای است که دیگر نمی‌توان تا این حد حقارت و فرودستی را تحمل کرد. اما به خاطر موقعیت خاص و پتانسیل بالا و انگیزه‌ی قوی که برای رهایی دارند، نیروی مهمی در جهت تغییرات آینده هستند و مبارزات‌شان علیه ستم، شجاعانه و سهمگین است. تنها با گسترش مبارزات متشکل و انقلابی زنان و توده‌های وسیع مردم است که می‌توان پیروز شد. <
در این راستا «کلکتیو برگزاری ۸ مارس در بلژیک» همه زنان و مردان مبارز و معترض را فرا می خواند تا در این آکسیون انترناسیونالیستی با ما همراه شوید! و ضرورت تغییر شرایط موجود را در جهت پایان دادن به سرکوب زنان و بشریت هر چه صریح تر فریاد زنید. دوران اسارت دیگر بس است!

زمان دریدن بند های اسارت مان فرا رسیده است!
نه به پدرسالاران امپریالیستی ونه به بنیادگرایان مذهبی !
مبارزه‌ی متشکل،انقلابی و گسترده‌ی زنان ضامن پیروزی است!
برخیز زن! شورش و مبارزه روز و مناسبت نمی‌خواهد. برخیز زن! انقلاب دعوتنامه و تعلل نمی‌پذیرد.
برخیز زن! خواهران و همراهانت را بیاب! با کسانی که در این تحول انقلابی با تو همرزمند، همراه شو!
برخیر زن! جسارت، قدرت، خشم و استواری و اراده‌ات را نشان بده!
تو می توانی و باید تحتانی‌ترین و خاموش‌ترین فریادهای فروخورده‌ی این جهان را فریاد بزنی!
تو می‌توانی و باید در دل ناامیدانه‌ترین دقایق شکست، مبارزه‌ی پرشور و جسورانه‌ای را رقم بزنی!
تو می‌توانی و باید با دستان سخاوتمند و پرتوانت این جهان را به لرزه در آوری!
تو می‌توانی و باید زنجیره‌های ستم و استثمار را چنان از هم بگسلی که هیچ نیرویی را یارای دوباره بافتن آن نباشد؛ نه بر پای زنی و نه بر گرده‌ی هیچ کس دیگری!

زمان: شنبه ۵ مارس ۲۰۱۶، ساعت ۱۲:۳۰
مکان: مرکز شهر بروکسل
Place de la Monnaie, 1000 Bruxelles

La plate-forme des femmes du 8 mars de Belgique
Les organisateurs: L’Union des Femmes Socialistes / skb-aveg@hotmail.com
L’Organisation des Femmes du 8 mars (Iran-Afghanistan) / www.8mars.com
L’Institut Kurde de Bruxelles / www.kurdishinstitute.be
Le Mouvement des Femmes Kurdes en Belgique 


دریافت/مشاهده پرونده pdf فراخوان به زبانهای:
پوستر: «من زنده‌ام و هنوز می جنگم» - سه شنبه ۸ مارس: ساعت ۱۱ - تظاهرات - شروع از ایستگاه قطار مرکزی Gare Centrale - سازمان زنان هشت مارس / واحد بلژیک از سازمان‌دهندگان
پوستر: «قربانی شدن کافی است! خیابان را تسخیر کنیم!» - شنبه ۵ مارس: ساعت ۱۴ - تظاهرات زنان (غیر مختلط NON Mixte) - شروع تظاهرات ایستگاه جنوبی بروکسل Gare du Midi - سازمان زنان هشت مارس / واحد بلژیک از سازمان‌دهندگان

English

Without revolutionary struggle of women, there will Not be any change!

Another March, “International Women's Day”, is coming. This day commemorates the heroic struggle of women textile workers in New York that inspired the organized struggle of worldwide women.

8th of March, we wish neither flowers nor formal congratulation. We ask neither for advertising and media nor for dozens of academic statistics proving we are oppressed. We want no pity. We demand neither budget to celebrate this day nor your permission for our struggle continuity.

In this extremely patriarchal word, we as women, have to keep fighting continuously, regardless of our age, nationality, social class, language, sexual orientation and religion … 24 hours a day and all days of year. But March 8 is the symbol of united women’s struggle against sexuality injustice, to create a new world bassed on equality.

March 8 is the day for women to occupy the streets; the day to break the defined frameworks such as “girlish”, “natural”, “conventional”, “private” and traditional, and stereotype and family and ethnic and tribe …. and the day to break down any barrier which hinder our struggle and silence our voice. The day of being seen our struggles in each moment and seconds.

March8 is a day to challenging patriarchal imperialism around the world; in the streets, homes, factories, offices, farms, universities, schools and …. In oppressed countries where religious fundamentalism is growing day by day and also in capitalist countries where women gained few basic civil rights; Rights that are even about to be retaken.

We are approaching March 8 at a time when women in Afghanistan, Iraq, Libya and Syria face unimaginable pressure because of imperialist invasions and occupations on the one hand, and the rise of Islamic fundamentalists on the other. The warmongering and brutal occupations by imperialist powers seeking to control the region under different pretexts, and the rise of Islamist forces who are competing with each other in backwardness, has put imposed an even harsher situation on women in this region.

We are approaching 8th of March this year in a situation where women in the so-called advanced capitalist countries are suffering from oppression. Their bodies and lives are under the control of male supremacy in various ways. Even though women in the Western countries are considered equal under law, discrimination against women in different forms exists and a male chauvinist system is reproduced continuously. Violence against women in forms such as rape and domestic violence is widespread. The right to abortion is limited in various countries. The situation in these countries has given rise to many forms of protest against the degradation of women.

Women's struggle on a world scale has been a source of inspiration for us and all those determined to fight and eradicate the oppression and subjugation of women. There is no doubt that we have a tough and tortuous path in front of us. But the situation and conditions of millions of women in the world is such that we can no longer tolerate such insulting and contemptible treatment.

Along with this day, “La platforme des femmes du 8mars de Belgique” calls for all opposing fighting people to join us for the international action; a calling to end women’s suppression. Slavery era has to be terminated for real.

The organized, widespread and revolutionary struggle of women is the key to win!
It’s time to tear down our slavery chains!
No to patriarchal imperialism! No to religious fundamentalism!
Women Rise up! Struggle and rebellion does not need a special occasion.
Women Rise up! Revolution does not need an invitation.
Women Rise up! Find your sisters and friends and join with those who are part of this revolutionary transformation.
Women Rise up! Unleash your courage, power, anger, strength and will.
You can and you must cry out for those who are the most downtrodden and who are the most silenced.
You can and you must in the midst of these most pessimistic times of defeats unleash the most courageous and passionate/vibrant struggle.
You can and you must with your generous and powerful hands... shake this world.
You can and you must break all the chains of oppression and exploitation so that no force can ever re-enchain women or anybody else.

Time: Saturday, 5 March 2016, 12:30u.
Place: Place de la Monnaie, 1000 Brussels


La plate-forme des femmes du 8 mars de Belgique
Les organisateurs: L’Union des Femmes Socialistes / skb-aveg@hotmail.com
L’Organisation des Femmes du 8 mars (Iran-Afghanistan) / www.8mars.com
L’Institut Kurde de Bruxelles / www.kurdishinstitute.be
Le Mouvement des Femmes Kurdes en Belgique


French

Sans lutte révolutionnaire des femmes, pas de changement possible!

Une nouvelle fois, le mois de mars s’annonce avec l’arrivée de la "Journée internationale des Femmes". Cette journée commémore la lutte héroïque des travailleuses du textile à New York qui a inspiré la lutte organisée des femmes à travers le monde. Pour le 8 Mars, nous ne voulons pas recevoir de fleurs ou d’échanges officiels de félicitations. Nous n’avons pas besoin que la publicité, les medias et des dizaines d’études statistiques universitaires apportent la preuve de notre oppression. Nous n’avons pas besoin de la pitié. Pas plus que nous n’exigeons de budget pour célébrer cette journée, ni de permission pour poursuivre notre lutte. Dans ce monde patriarcal, nous, femmes, devons continuer de nous battre en permanence, indépendamment de notre âge, nationalité, classe sociale, langue, orientation sexuelle et religion. Le 8 Mars est le symbole de la lutte des femmes unies contre l’injustice sexiste, pour créer un nouveau monde fondé sur l'égalité.

Le 8 Mars est une journée d’occupation des rues par les femmes afin de briser les concepts essentialistes qui veulent accoler aux femmes des caractéristiques définies comme « purement féminines ». Nous pouvons notamment penser à l’ « instinct maternel », au « charme féminin », ou encore à tout type de stéréotypes qui veulent enfermer les femmes dans des fonctions sociales définies par les sociétés patriarcales.

Le 8 Mars est une journée de défi à l'impérialisme patriarcal à travers le monde, et ce, dans tous les lieux de la vie sociale, économique et politique, aussi bien dans les pays opprimés, où le fondamentalisme religieux s’intensifie de jour en jour que dans les pays capitalistes où les femmes n’ont acquis que leurs droits civils fondamentaux, droits qui sont d’ailleurs perpétuellement menacés.

Nous nous approchons du 8 Mars au moment où les femmes en Afghanistan, en Irak, en Libye et en Syrie sont confrontées à une pression inimaginable en raison des invasions et occupations impérialistes d'une part, et de la montée des fondamentalismes islamiques de l'autre. Le bellicisme et les brutales occupations des puissances impérialistes qui cherchent à contrôler ces régions sous différents prétextes, ainsi que la montée des forces islamistes archaïques, imposent une situation encore plus grave sur les femmes dans ces régions. Dans les pays capitalistes dits avancés, les femmes souffrent également de l’oppression. A divers titres, leurs corps et leurs vies sont sous le contrôle de la suprématie masculine. Même si les femmes dans les pays occidentaux sont considérées comme égales en droit, la discrimination contre les femmes existe à tous les niveaux de vie et le système machiste se reproduit en permanence. La violence contre les femmes est largement répandue sous des formes telles que le viol et la violence domestique. Le droit à l'avortement est limité dans différents pays, une situation qui a notamment donné lieu à de nombreuses protestations contre les tentatives d’humiliation des femmes.
La lutte des femmes à l'échelle mondiale est une source d'inspiration pour nous et toutes celles et ceux qui sont déterminées à combattre et à éradiquer l'oppression et l'assujettissement des femmes. Il ne fait aucun doute que c’est un chemin difficile et tortueux. Mais la situation et les conditions de millions de femmes dans le monde sont telles que nous ne pouvons plus tolérer un tel traitement insultant et méprisable. Avec cette journée, "La plate-forme des femmes du 8 Mars de Belgique" lance un appel à toutes celles et ceux qui sont en lutte à se joindre à nous pour l'action internationale ; un appel pour mettre fin à la répression des femmes.

La lutte organisée, généralisée et révolutionnaire des femmes est la clé de la victoire !
Il est temps de briser nos chaînes !
Non à l'impérialisme patriarcal ! Non à l'intégrisme religieux !
Femmes, réveillons nous ! La lutte et la rébellion n'ont pas besoin d'une occasion spéciale.
La révolution n'a pas besoin d'une invitation.
Retrouvons nos sœurs et amies et rejoignons celles qui font partie de cette transformation révolutionnaire.
Montrons notre courage, notre puissance, notre colère, notre force et notre volonté.
Nous pouvons et nous devons défendre celles qui sont les plus opprimées et réduites au silence.
Nous pouvons et nous devons secouer ce monde.
Nous pouvons et nous devons briser toutes les chaînes de l'oppression et de l'exploitation.

Date: Le samedi 5 Mars 2015 à 12h30
Lieu: Place de la Monnaie, 1000 Bruxelles
 
La plate-forme des femmes du 8 mars de Belgique
Les organisateurs: L’Union des Femmes Socialistes / skb-aveg@hotmail.com
L’Organisation des Femmes du 8 mars (Iran-Afghanistan) / www.8mars.com
L’Institut Kurde de Bruxelles / www.kurdishinstitute.be
Le Mouvement des Femmes Kurdes en Belgique



Nederland

Zonder revolutionaire vrouwenstrijd, geen verandering mogelijk!

De maand maart brengt zoals steeds de komst van de « Internationale Vrouwendag ». Deze dag is een herinnering aan de heldhaftige strijd van textielwerksters in New York, die de georganiseerde strijd van vrouwen van over de hele wereld inspireerde. Op 8 maart willen we geen bloemen ontvangen of officiële felicitaties. We hebben geen publiciteit nodig of media-aandacht of tientallen statistische universitaire studies die bewijzen dat we onderdrukt worden. We hebben geen medelijden nodig. We vragen ook geen budget om deze dag te vieren, of toestemming om onze strijd te voeren. In deze patriarchale wereld moeten wij, vrouwen, permanent blijven strijden, ongeacht onze leeftijd, nationaliteit, sociale klasse, taal, seksuele oriëntatie of religie. 8 maart is het symbool van de verenigde strijd van vrouwen tegen seksistische onrechtvaardigheid, om een nieuwe wereld te creëren die gebaseerd is op gelijkheid.

8 maart is een dag waarop de straten door vrouwen bezet worden, zodat er gebroken kan worden met essentialistische ideeën die « typische vrouwelijke » eigenschappen willen toeschrijven aan vrouwen. We denken in het bijzonder aan het « moederlijk instinct » , aan de « vrouwelijke charme », en aan elk mogelijk stereotype dat vrouwen wil opsluiten in maatschappelijke functies die hen zijn opgelegd door patriarchale samenlevingen.

8 maart is een dag die het patriarchale imperialisme overal ter wereld in vraag stelt: in alle delen van het maatschappelijke leven, economisch en politiek; zowel in onderdrukte landen, waar het religieuze fundamentalisme elke dag sterker wordt, als in kapitalistische landen, waar vrouwen enkel hun fundamentele burgerrechten verworven hebben, rechten die overigens voortdurend bedreigd worden.

We naderen 8 maart op een moment waarop vrouwen in Afghanistan, Irak, Libië en Syrië geconfronteerd worden met een onvoorstelbare druk door invasies en imperialistische bezettingen aan de ene kant, en de opkomst van islamitisch fundamentalisme aan de andere kant. Zowel de oorlogszucht en de brutale bezettingen van imperialistische mogendheden, die onder verschillende voorwendselen deze gebieden willen controleren, als de opkomst van archaïsche islamitische groeperingen, dwingen een nog moeilijkere situatie op aan de vrouwen in de regio. In de zogenaamd « ontwikkelde » kapitalistische landen, worden vrouwen even goed onderdrukt. Op verschillende manieren worden ook hun lichamen en levens gecontroleerd door de mannelijke suprematie. Zelfs al worden de vrouwen in Westerse landen beschouwd als gelijk voor de wet, de discriminatie tegen vrouwen bestaat op alle niveaus van het leven en het chauvinistische systeem houdt zichzelf permanent in stand. Geweld tegen vrouwen vindt voornamelijk plaats in de vorm van huiselijk geweld. Het recht op abortus is bovendien beperkt in verschillende landen, waardoor er vaak betogingen zijn tegen de onderdrukking van vrouwen.

De strijd van vrouwen op het mondiale niveau is een bron van inspiratie voor ons en voor al diegenen die vastberaden zijn om de onderdrukking en de onderwerping van vrouwen uit te roeien. Er is geen twijfel mogelijk dat dat een moeizame en pijnlijke weg is. Maar de situatie en de omstandigheden van miljoenen vrouwen over de hele wereld zijn zo dat we geen enkele beledigende en verachtelijke behandeling meer toestaan. Met deze dag wil ‘Het Belgische platform van vrouwen van 8 maart’ een oproep lanceren aan al diegenen die in strijd zijn, om zich bij ons te voegen voor een internationale actie; een oproep om een einde te brengen aan de onderdrukking van vrouwen.

De georganiseerde, gegeneraliseerde en revolutionaire strijd van vrouwen is de sleutel voor de overwinning!
Het is tijd om onze ketenen te breken!
Neen aan het patriarchale imperialisme! Neen aan het religieuze fundamentalisme!
Vrouwen, laten we wakker worden! De strijd en het verzet hebben geen speciale gelegenheid nodig.
De revolutie heeft geen uitnodiging nodig.
Laten we onze zussen en vriendinnen terugvinden en ons voegen bij diegenen die deel uitmaken van deze revolutionaire transformatie.
Laten we onze moed tonen, onze macht, onze woede, onze kracht en onze wil.
Wij kunnen en moeten diegenen verdedigen die het meest onderdrukt worden en gedwongen tot stilte.
Wij kunnen en moeten de wereld redden.
Wij kunnen en moeten alle ketenen van onderdrukking en uitbuiting verbreken.

Wanneer : Zaterdag 5 maart 2016 om 12u30
Waar: Muntplein, 1000 Brussel

Het Belgische platform van vrouwen van 8 maart
De organisatoren : De Unie van Socialistische Vrouwen/ L’Union des Femmes Socialistes / skb-aveg@hotmail.com
De Organisatie van Vrouwen van 8 maart / L’Organisation des Femmes du 8 mars (Iran-Afghanistan) / www.8mars.com
Het Koerdisch Instituut van Brussel / L’Institut Kurde de Bruxelles / www.kurdishinstitute.be
De Beweging van Koerdische Vrouwen in België / Le Mouvement des Femmes Kurdes en Belgique 

2016/01/21

ما نه تنها به سفر روحانی، بلکه به کلیت نظام مردسالارامپریالیستی حاکم بر جهان معترضیم!

روحانی به عنوان نماینده‌ی کلیت رژیم زن‌ستیز و سرکوب‌گر جمهوری اسلامی ایران به اروپا (ایتالیا و فرانسه) می‌آید تا دست در دست امپریالیست‌های مردسالار برای تأمین منافع خود، ریاضت‌کشی، فقر، سرکوب و فوق ‌استثمار کارگران و زحمت‌کشان، برده‌گی زنان و ... را به مردم ایران تحمیل نمایند.

رژیم بنیادگرای جمهوری اسلامی از زمان قدرت‌گیری در ایران جنگ سیاسی و ایدئولوژیک خود را با اجباری کردن حجاب و تصویب قوانین ریز و درشتِ ضدزن مبتنی بر شریعت اسلامی، به عنوان اهرمی برای تثبیت حاکمیت خود، بر کل جامعه تحمیل کرده است. در طول 37 سال این رژیم ضدزن، ستم‌گری همه جانبه را علیه زنان اعمال کرده و زندگی میلیون‌ها زن را به تباهی کشانده است.

سفر روحانی نماینده‌ی رژیم قرون وسطایی جمهوری اسلامی به اروپا هنگامی صورت می‌گیرد که هم‌چنان هزاران زندانی سیاسی در زندان‌های جمهوری اسلامی به سر می‌برند، مورد شکنجه قرار می‌گیرند و خانواده‌های‌شان تهدید و زندانی می‌شوند. اعتصابات کارگران سرکوب شده و بسیاری از نمایندگان آنان دستگیر و اعدام شده‌اند. جنبش معلمان سرکوب و نمایندگان‌شان روانه‌ی زندان می‌شوند.

ایران تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، جایی است که سرکوب وحشیانه‌ی هر صدای معترض، دستگیری و زندانی کردن کارگران و زحمت‌کشان، نرخ روز افزون اعدام‌ها (از زمان ریاست جمهوری روحانی تا کنون حداقل 1900 نفر اعدام شده‌اند)، گسترش بی‌سابقه‌ی بی‌کاری، فقر، افزایش شکاف طبقاتی، اعتیاد، تن‌فروشی هزاران هزار زن، اسیدپاشی و تشدید خشونت بر زنان در آن بی‌داد می کند.

ایران جایی است که در آن هزاران هزار کودک برای بقای زندگی خود و خانواده بیگاری می‌کنند، میانگین سن اعتیاد دختران ١٣ سال و رشد اعتیاد در مدت ١٠ سال ٤ برابر شده است. ایران زندان ملت‌ها و سلاخ‌خانه‌ی افکار نوین و مبارزین با جهل است.

تحت ریاست جمهوری روحانی، مجلس قوانین ارتجاعی بیشتری را علیه زنان تصویب کرده است. بر مبنای این قوانین زنان تبدیل به ماشین جوجه کشی شده‌اند. در دولت روحانی طرح‌هایی هم‌چون «افزایش جمعیت»، «صیانت از حجاب و عفاف» و ... به تصویب رسیده است که عمق بخشیدن به فرودستی زنان را تضمین کند. تضمین کند که زنان به لحاظ اقتصادی و اجتماعی در شرایط نیمه برده‌گی به سر برند.

امپریالیست‌های مردسالار اروپایی امروز در دعوت «سخاوتمندانه»‌ی خود از روحانی و پشتیبانی از رژیم سرکوب‌گر جمهوری اسلامی منافع اقتصادی و سیاسی خود را دنبال می‌کنند. همان‌طور که پیش‌تر برای کسب مافوق سود در جنگ‌های ارتجاعی منطقه‌ی خاورمیانه و شمال آفریقا آتش افروختند و میلیون‌ها انسان را کشتند و یا آواره‌ی راه‌های بی‌بازگشت کردند؛ و حتی تخریب کلیت محیط زیست و حتی تخریب کره‌ی زمین هم عطش بی‌پایان منفعت‌طلبی‌شان را سیراب نکرده است.

همان‌طور که امروز سرمایه‌داری برای برون‌رفت از بحران عمیق ساختاری‌اش نیاز به بازی گرفتن ارتجاعی‌ترین نیروهای بنیادگرا دارد، جمهوری اسلامی نیز سال‌هاست برای‌ این‌ٰکه تبدیل به یک باز‌ی‌گر قدرت‌مند منطقه‌ای شود از هیچ کوششی فروگذار نکرده است. به همین دلیل هم از زمان بر روی کار آمدن دولت روحانی برای این‌‌که سران جمهوری اسلامی در مذاکرات با امپریالیست‌های آمریکایی و اروپایی به آنان اطمینان دهند که می‌توانند روی دولت ایران به عنوان یک دولت «مشروع» و مقتدر برای خارج شدن از بحران سرمایه‌داری و خاورمیانه حساب کنند، دست به اعدام‌های وسیع‌تر از قبل و بازداشت مخالفین زدند. در مقابل هم امپریالیست‌های آمریکایی و اروپایی برای برون رفت از باتلاق بحران خاورمیانه که در آن گیر کرده‌اند، برای جان دادن به سرمایه‌های بحران زده‌شان، در برابر اعدام و کشتار در دولت روحانی، در برابر تشدید هر چه بیشتر فرودستی زنان، در برابر به بند کشیدن بسیاری از مخالفین، در برابر سرکوب و زندانی کردن کارگران و زحمت‌کشان و ... با سکوت‌شان به سران جمهوری اسلامی دست مریزاد می‌گویند. همان سکوت رضایت‌مندانه‌ای که در سی و هفت سال گذشته در برابر سرکوب مخالفین خصوصا کشتار زندانیان سیاسی در دهه‌ی 60 و تابستان 67 در ایران داشتند.

امروز نیز آن‌چه که برای امپریالیست‌ها در پی رسیدن به توافق هسته‌ای با ایران از اهمیت درجه اول برخوردار است نه منافع زنان و مردم ایران، بلکه فائق آمدن بر مشکلات و بحران های نظام سلطه و استثمار خود و کسب هژمونی در جهان و منطقه‌ی خاورمیانه است. بنابراین برای دولت هایی چون ایتالیا و فرانسه، تعیین کننده است که بتوانند نفوذ خود را از نظر سیاسی و اقتصادی در ایران افزایش دهند تا از این طریق منافع خود را تضمین کنند. دعوت از روحانی در این راستا قرار دارد.

زنان و مردان مبارز و آزادی‌خواه!

امپریالیست‌های مردسالار اروپایی صحبت از قوانین خود در مورد «حقوق بشر و دمکراسی» می‌کنند، اما این دروغی بیش نیست. آن‌چه که در رأس همه‌ی قوانین برای‌شان اهمیت دارد، به حداکثر رساندن سود است. عملی کردن این قانون است که آنان را به حمایت و تقویت رژیم‌هایی هم‌چون رژیم زن‌ستیز جمهوری اسلامی وا می‌دارد.

از شما زنان و مردان آزادی‌خواه و مبارز می‌خواهیم که در رسا کردن صدای زنان ایران که از ستمدیده‌ترین اقشار جامعه هستند، با ما هم صدا شوید!

از شما می‌خواهیم که دست در دست ما و در کنار مردم ایران بایستید تا سیاست‌های امپریالیست‌های اروپایی و رژیم سرکوب‌گر جمهوری اسلامی که چیزی جز تحمیل ریاضت‌کشی، فقر و فلاکت، تشدید فرودستی زنان، به بند کشیدن مخالفین، اعدام زندانیان سیاسی و زندانی های عادی و ... نخواهد بود را هر چه وسیع‌تر افشا کنیم!

از شما می‌خواهیم در کنار ما قرار گیرید تا در ادامه‌ی مبارزات‌مان در جهت سرنگونی انقلابی رژیم زن‌سیتز جمهوری اسلامی و حامیان امپریالیست‌اش بتوانیم به ساختن جامعه‌ای که در آن اثری از ستم و استثمار نباشد، کمک کنیم! رزم ما، رزم شماست.


سازمان زنان هشت مارس (ایران-افغانستان)
ژانویه ۲۰۱۶

www.8mars.com
zan_dem_iran@hotmail.com 

2015/11/27

زنان جهان براي پايان دادن به خشونت بر زنان متحد شويم!


سوال اصلی اين است که چرا زنان به مثابه‌ی يک گروه مورد تبعيض و خشونت قرار می‌گيرند و قربانی می‌شوند؟

و سوال مهم‌تر اين‌که چگونه بايد به اين خشونتِ جهانی پايان دهيم؟

درست فهميديد! فکر کمک به قربانيان خشونت يک چيز است و فکر پايان دادن به خشونت يک چيز ديگر!

بله! ما زنان، از زمان تولد تا مرگ، در زمان صلح يا جنگ و در سرتاسر جهان با تبعيض و خشونت اعمال شده توسط دولت، جامعه و خانواده مواجه هستيم.

خشونت عليه زنان مليت و مذهب و نژاد نمی‌شناسد. همه‌ی ما زنان در کوچه و خيابان، محل کار، خانه و حتی در رختخواب‌مان از خشونت در امان نيستيم.

خشونت، تجاوز و آزار جنسی عليه زنان در سراسر جهان چه در کشورهايی با قوانين «پيشرفته» و «دمکراتيک» و چه در کشورهای عقب‌مانده، به اين معنی است که مردان صاحبان اصلی زنان هستند. به اين معنی است که نظام مردسالار حاکم در جهان به همه مردان از زاويه اجتماعی و سياسی قدرت کنترل همه زنان را می دهند. راهی است برای تضمين و نگهداری رابطه‌ی ستمگری مردان و فرودستی زنان. راهی است برای تضمين مناسبات توليدی و اجتماعی مردسالارانه. تجاوز و آزار جنسی، جنايت عليه زنان است. زنان در سراسر جهان به طور نوشته يا نانوشته ملک مردان هستند؛ کالا هستند.

2015/09/29

چرا هنوز «نه می­ بخشیم و نه فراموش می­ کنیم!»

چرا هنوز «نه می­بخشیم و نه فراموش می­کنیم!»؟

گذشت 27 سال از قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال 67 و کشتار دهه‌ی ۶۰، هرچند زمان درازی است اما در پهنه ­ی تاریخ و مبارزه­ ی طبقاتی، تنها به مثابه یک نقطه­ است. نقطه ­ای که مرکزِ فشارش بر ماست. بر جامعه و مردم ماست و در خاوران­ها متمرکز شده است. از این نقاط در جهان معاصر فراوان می­ توان یافت: اندونزی، ایران، شیلی، آرژانتین و فلسطین و ... نقاط بسیاری را می­ توان یافت که مرکز گرانشِ جنبش­های مختلف، پیروزی­ها و شکست­ها را در خود فشرده ساخته­ اند. این نقاط، فشرده ­ای از بهترین پتانسیل­ های جوامع مختلف بوده و بخش مهمی از یک انفجار اجتماعی بودند؛ و تلاش داشتند که در پهنه­ ی هر کشوری گسترده شده و تصویر دیگری از قدرت توده­ ها در خلق جهانی دیگر را ترسیم کنند.

رژیم جمهوری اسلامی در ایران، همپای رژیم­های ارتجاعی دیگر مانند سوهارتو، پینوشه و ... با تشکیل کمیسیون­های مرگ بر پایه­ ی قوانین متکی بر مذهب، به قلع و قمع بهترین­ها روی آورد تا مانع گسترش بیش از پیش تفکر و مبارزات آنان در جامعه شود. سکوت امپریالیست­ها نیز معنی ­دار بود. آن‌ها با نادیده گرفتن قتل‌عام­ های دهه­ ی 60 و به ویژه کشتار سال 67، رژیم تئوکراتیک ایران را برای دور تازه‌ای از استثمار نیروی کار و ثبات سرمایه در منطقه ی خاورمیانه، به رسمیت شناختند.

شعار «نه می ­بخشیم و نه فراموش می­ کنیم!» در مقابل تلاش جناحی از رژیم گذاشته شد که تلاش داشت برای خلاصی از عواقب این کشتار و بقای جمهوری اسلامی در دورانی جدید، به اسم اصلاحات و با کلیدواژه­ی پرهیز از خشونت با «به رسمیت شناختن» این جنایت آن را از محتوا تهی ساخته و مصادره به مطلوب کند. اصلاح­طلبان در صدد بودند تا با تغییر این شعار به «می ­بخشیم اما فراموش نمی­ کنیم» آنتاگونیسم جنبش مردم و خانواده ­ها برای شناسایی عاملین و آمرین را خنثی کرده و در خدمت افشای جناح دیگر و آب توبه ریختن بر سر خودشان استفاده کنند و مردم را به مماشات بکشاند. تلاشی که حتی برخی از نیروهای اپوزیسیون که در سال 67 شاهد جانباختنِ بسیاری از نیروهای خود بودند را نیز تحت تأثیر قرار داد. اما تشت رسوایی دوم خرداد خیلی زود از بام افتاد. در حالی‌که آن‌‌ها شعارِ «بخشیدن و فراموش نکردن» را تبلیغ می­ کردند، دولت خاتمی در حال پاکسازی برخی دیگر از دگراندیشان و روشن‌فکرانِ انقلابی و یا معترض جامعه بود و قتل­های زنجیره­ ای برای مدتی تبلیغ این شعار را مسکوت گذاشت. البته به دلیل فروکش کردنِ موج مبارزاتی و نفوذ رفرمسیم در جنبش، در میان بخش متاثر از اصلاحات در اپوزیسیون، گرایش به اصلاح رژیم از درون با تبلیغ این شعار ادامه پیدا کرد.

شکست انقلاب نه تنها در ایران بلکه در جهان، عامل مهم و تعیین کننده ­ای بود تا اندیشه­ های غیرانقلابی، فضای فکری جامعه و نیروهای سیاسی را اشباع کنند. به عنوان مثال در سال‌های اخیر، تلاش‌های زیادی برای پیشبُردِ پروژه­ ی «عدالت انتقالی و دادخواهی» بر اساس تجربه­ ی آفریقای جنوبی آغاز شده و بخشی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی را نیز با خود همراه ساخته است. سیاست دادخواهی مبتنی است بر، به رسمیت شناخته­ شدنِ جنایت‌هایی که رخ داده، معرفی مجریان آن، اجرای قوانین حقوقی بین­ المللی علیه آن‌ها (عمدتا به شکل سمبلیک) و پرداخت تاوان مادی و معنوی به بازماندگانِ جنایات. اما مرکزِ سیاست دادخواهی، عدم درگیر شدن با نظام­ اجتماعی معینی است که تولید و بازتولید جنایات را بر عهده دارد و در نتیجه حاصل این سیاست، به افراد محدود می­ شود. در واقع این سیاست، چشم بر جنایاتِ دولت‌ها در این نظام می­ بندد، چون دولت‌ها در این نظام جهانی، بخش بزرگی از جنایات‌شان را بر اساس قانون و سیستم حقوقی پیش می‌برند؛ کما این‌که در اعدام‌های سال ۶۷ رژیم جمهوری اسلامی با اتکا بر دستگاه‌های قضایی و نظامی و بر اساس قوانین مبتنی بر شریعت زندانیان را به پای جوخه‌های اعدام فرستاد.

هدف عدالت انتقالی و پروژه­ ی دادخواهی ایجاد سازش بین حاکم و محکوم (قربانی و جنایتکار- ستمگر و ستمدیده) به شیوه مسالمت آمیز برای جلوگیری از رودررویی است که رمز سیاسی آن، «خشونت پرهیزی» و محور مشروعیت آن، «عدم خشونت» است و در این رابطه، بازهم تود‌ها هستند که باید «ببخشند، اما فراموش نکنند!» یعنی این توده‌ها هستند که باید خشونت نکنند، حتی برای دلخوشی آن‌ها اسامی برخی از جانیان رسما معرفی خواهد شد و یا به جرایم سبکی محکوم شده و یا خلع مسؤلیت خواهند شد و ...؛ ولی دولت‌ها کماکان عامل مشروع خشونت ­ورزی و سرکوب باقی خواهند ماند و در یک کلام انحصار استفاده از خشونت در دست دولت باقی می‌ماند تا هم روابط تولیدی، قوانین و روابط نابرابری که منشا خشونت در جامعه هستند را پاسداری و تقویت کرده و هم ارگان‌های قانونی و تعلیم یافته‌ی نظامی و انتظامی قانونی ایجاد کنند.

در ایران هم که سال‌ها تلاش‌های جناح‌های مختلف رژیم برای حذف تاریخچه‌ی جنایات دهه‌ی شصت به همت تلاش فداکارانه‌ی خانواده‌ها و جان‌بدربردگان و مبارزه‌ی اپوزسیون و نسل جوان ثمر نبخشید؛ و پروژه‌ی جناح‌های درون و بیرون حاکمیت برای قلب ماهیت کردن از آن نیز مؤثر واقع نشد؛ پروژه‌ی «عدالت انتقالی» به اشکال و نام‌های مختلف از طرف قدرت‌های پاسدار سرمایه به جنبش سیاسی ایران نیز حقنه شده و کماکان نیز می‌شود. یعنی علاوه بر نهادهایی که عملا به لحاظ سیاسی و یا مالی وابسته به امپریالیست‌ها هستند حتی برخی از حرکات مستقل که با تکیه به خانواده‌ی جانباختگان به پیش می‌رفت نیز از گزند این سیاست در امان نماند و در نهایت در خدمت تقویت این سیاست جهانی قرار گرفت. هرچند متاسفانه بخشی از نیروهای اپوزسیون جمهوری اسلامی، فعالین جنبش و حتی خانواده‌ها درگیر این سیاست شدند اما در عمل به سرعت محدودیت و اشکالات آن روشن شد؛ و به جز یک عقب‌نشینی سیاسی ـ ایدئولوژیک برای جنبش دادخواهی حاصلی در بر نداشت.

امروز، بعد از 27 سال وقتی به اوضاع جهان نگاهی می ­اندازیم، خاوران­ها، تصویر و جایگاه دیگری را زنده می­ کنند. عمر بیولوژیک بسیاری از خانواده­ های جانباختگان به ویژه مادرانِ استوارشان که عمدتا ستون فقرات این مقاومت خستگی ناپذیر بودند، رو به اتمام است، بسیاری از بازماندگانِ دهه­ ی کشتار که در مقابل زندان و شکنجه جمهوری اسلامی ذره‌ای سر تعظیم فرود نیاوردند، امروز در مقابل موج ضدانقلاب، اصلاح‌طلبی، شکست و انحلال‌طلبی و ... دست از سیاست کشیده‌اند و یا حتی از آن روی گردانده‌اند، بسیاری از مبارزین انقلابیِ دل‌زده از اوضاع، از تغییر ناامید شده‌اند و جنبش انقلابی، پویایی و افق‌های بلند دیروز را در برابر خود ندارد، نیروهای اصلاح‌طلب از یکسو و نیروهای وابسته به امپریالیست‌ها از سوی دیگر محتوای مبارزه­ ی جانباختگان را به کمپین­ های دادخواهی و عدالت انتقالی و امثالهم تقلیل داده­ اند؛ بخشی از عاملین و آمرین یا شرکای جنایاتِ دهه­ ی 60 خود به عنوان مدعی‌العموم وارد صحنه شده­ اند تا دست‌های آغشته به خون‌شان را بپوشانند. در این وضعیت اما حقیقت از میان نرفته و نخواهد رفت. برای همین باید دوباره شعار «نه می ­بخشیم و نه فراموش می­ کنیم» را زنده و غنی سازیم و در راستای عملی کردنش قدم‌های عملی و نوینی برداریم. اتفاقا امروزه باید دوباره بر هر دو بخش این شعار پافشاری کنیم. نمی­ بخشیم؛ به این معنا که نظامی را که بانی جنایاتی مانند کشتار سال 67 است را مجازات خواهیم کرد. مجازاتِ افراد (عاملین و آمرین جنایات)، باید در پرتوِ مجازاتِ نظام جمهوری اسلامی و سرنگونی انقلابی آن تعریف شود و نه صرفا در کمپین­ های سمبلیک! انرژی بازماندگان و خانواده ­های زندانیان سیاسی، آسیب­ دیدگان این رژیم و توده­ ها باید برای سرنگونی انقلابی جمهوری‌اسلامی و برپایی جامعه­ ای نوین آزاد شود و جانیان را به دست دادگاه‌های مردمی بسپارد. معنای فراموش نمی­ کنیم یعنی سازماندهی قدم به قدم و هدفمند چنین جنبشی. تکرار تاریخچه‌ی کشتار 67 و برگزاری مراسم‌ یادمان‌ و آکسیون‌ها و ... ، فعالیت‌های خوبی هستند که همیشه بخش فعال و مهمی از جنبش مقاومت بوده و باید باشند. اما بدون سازماندهی بازماندگان، خانواده­ ها و توده­ های مردم و به ویژه جوانان در راستای جنبشی برای انقلاب کردن، اهداف و خواسته‌های این جنبش به ثمر نخواهد نشست. اگر فعالینِ سیاسی هدف و افق انقلاب کردن را در فعالیت­ های امروز خود دنبال کنند، مبارزه برای شناسایی عاملین و آمرین کشتار دهه­ ی 60 و قتل عام زندانیانِ سیاسی سال 67 و سپردن‌شان به دست دادگاه‌های مردمی، می­ تواند یکی از ستون­ های انقلاب و جامعه­ ی نوین در آینده باشد. در غیر این صورت، این مبارزه یا توسط سیاستِ دادخواهی و عدالت انتقالی کانالیزه شده، یا به دست شرکای جنایت تحریف و مصادره گشته، و یا در بهترین حالت به فعالیت‌هایی برای همدردی و خاطره­ گویی و ... تبدیل خواهد شد.

امروز ما کماکان در جهانی زندگی می‌کنیم که تبهکاری‌های سیستم جهانی سرمایه­ داری هر روز موج تازه‌ای از تخریب، درد و رنج، آوارگی، سرکوب، کشتار، ارعاب، شکنجه و زندان و ... به راه می‌اندازد، و ما نمی‌توانیم به یک مقاومت ایستا اکتفا کنیم. این مقاومت با تمامی حقانیتش اگر تبدیل به یک مقاومت پویا و مبارزه‌ای انقلابی نشود زیر هجمه‌ی چرخ‌های سیستم متکی بر ستم و استثمار له خواهد شد. به همین خاطر هدف جنبشی که شعارش کماکان «نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم!» است، صرفا بیرون کشیدن جنایتی فراموش یا پنهان شده از درون تاریخ گذشته و تصفیه حساب با گذشته نبوده و نیست، جنبشی است که رو به آینده دارد و مبارزه‌ی ما برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی فقط به خاطر جنایاتش در گذشته نیست، چون حیات امروز جمهوری اسلامی بازتولید همان نطفه‌ای است که دهه شصت با حمایت نیروهای امپریالیست در خون و کشتار بسته شده و امروز نیز حمایت و تقویت می‌شود و دقیقا به دلیل اینکه ما خواهان آینده‌ای هستیم که در آن اعدام، زندان، شکنجه، سرکوب و ارعاب را باید در کتاب‌های تاریخ خواند، حتی یک لحظه هم جنایات جمهوری اسلامی و شرکا را نه فراموش خواهیم کرد و نه خواهیم بخشید!

سپتامبر ۲۰۱۵ – شهریور ۱۳۹۴
کمیته جوانان – بلژیک