!این صفحه فعلن در وضعیت آزمایشی قرار دارد

Showing posts with label زنان. Show all posts
Showing posts with label زنان. Show all posts

2018/09/20

گزارش آکسیون و جلسه‌ی بحث و گفتگو به مناسبت سی‌امین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی دهه‌ی ۶۰ و سال ۶۷

هم‌راستا با فراخوان «کارزار مبارزه علیه خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی بر زنان در ایران» به آکسیون سراسری در کشورهای مختلف به مناسبت سی‌امین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی دهه‌ی ۶۰ و سال ۶۷، ما نیز در بلژیک دو برنامه سازمان‌دهی کردیم.

جمعه ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۸ جلسه‌ی بحث و گفتگو:

در این جلسه‌ که در جمع کوچکی از فعالین سیاسی شهر بروکسل برگزار شد ما تلاش کردیم تمامِ ‌وقت و توان جمع را به سمت بحث بر سر رابطه‌ی بین کشتار زندانیان سیاسی دهه‌ی ۶۰ و سال ۶۷ و همچنین ساختار دولت مبتنی بر کشتار، شکنجه و زندان در طی این سال‌ها و رابطه‌ی آن به اوضاع کنونی و راه برون‌رفت از آن متمرکز کنیم. جلسه‌ با خوانش شعر زیبایی از شاعر انقلابی «ناظم حکمت» به نام «امید» آغاز شد و با یادداشت کوتاهی از یکی از زندانیان سیاسی دهه‌ی ۶۰ ـ ساکن ایران ـ تحت عنوان «سوزنی در قلب» به بحث اصلی گره خورد. در ابتدای جلسه با همفکری جمعی چهار سوال تبیین شد:

  • رابطه‌ی بین مبارزات در جنبش دادخواهی و مبارزات امروز چیست؟
  • چرا با گذشت ۳۰ سال و علی‌رغم افشاگری‌های وسیع، جمهوری اسلامی از پذیرش این جنایت امتناع کرده و ادامه می‌دهد؟
  • چگونه می‌توان به شرایط رعب و وحشت امروز که مشابه دهه‌ی ۶۰ است عکس‌العمل مناسبی نشان داد که سکوت و انفعال تکرار نشود؟
  • جمهوری اسلامی کشتارهای دهه‌ی ۶۰ را برای تثبیت خود انجام داد، چرا عکس‌العمل جمهوری اسلامی و جنایات امروز مشابه دهه‌ی ۶۰ است؟ آیا مشابه است؟ دلیل آن ضعف جمهوری اسلامی‌ است یا پیش‌روی اعتراضات مردم؟
برای پاسخ به این سوالات بحث‌ها به شکل چالشی و فعالی پیش رفت. برخی از نکات برجسته‌ی بحث به شکل فشرده این بود:

دوستان معتقد بودند که شرایط امروز و دهه‌ی ۶۰ شباهت‌ها و تفاوت‌های چشمگیری دارد. مبارزات دی‌ماه تأثیر زیادی در رویکرد جمهوری اسلامی داشته است. کشتارهای دهه‌ی ۶۰ اگر برای تثبیت حاکمیت بود کشتارهای امروز خصوصاً حملات اخیر در کردستان برای جلوگیری از زوال و سرنگونی است. در دهه‌ی ۶۰ حضور فعالین سیاسی متشکل و انقلابی یک خطر بالفعل بود و حاکمیت ارتجاعی تازه به قدرت رسیده نیاز به کشتار نیروی‌های انقلابی و آلترناتیو داشت؛ اما بازوی سرکوب دولتی در تمام این سال‌ها در جامعه عمل کرده است و امروز حمله به احزاب کُرد فقط نشانه‌ای از دور جدید و متفاوتی از سرکوب است. کشتار، شکنجه، زندان و در کل خشونت سازمان‌یافته بخشی از کارکرد درونی هر دولت طبقاتی است و جمهوری اسلامی هم هرگز از آن مستثنا نبوده است؛ حتی کشتار در دهه‌ی ۶۰ هم وسیع‌تر از کشتار مبارزین سیاسی بود (شامل هم‌جنس‌گرایان، تن‌فروشان، اقلیت‌های ملی و مذهبی و ... هم بود) اما کشتار زندانیان سیاسی شکل فشرده و برجسته‌ی حذف نمایندگان آگاه گرایشات سیاسی‌ـ‌طبقاتی بود. کشتار زندانیان سیاسی در اوایل دهه‌ی ۶۰ بسیار علنی و آشکار و در سال ۶۷ پنهانی انجام گرفت. چرا؟! هرچند در طی این سال‌ها هم اعدام و سرکوب جوانان خصوصا جوانان طبقات تحتانی بخشی از ساختار جمهوری اسلامی بوده تا از انفجاراتی مانند دی‌ماه جلوگیری کند؛ اما برجستگی کشتار دهه‌ی ۶۰، کشتار و حذف نمایندگان سیاسی مردم برای خلق روابطی متفاوت و متمایز بود که حتی بعد از شکست ۵۷ هم خطری بالقوه بودند. امروز هم جمهوری اسلامی هر نیرویی که پتانسیل آلترناتیو شدن را دارد هدف قرار می‌دهد، فارغ از این‌که ما آن آلترناتیو را صحیح یا ناصحیح بدانیم. جمهوری اسلامی به‌عنوان ماشین سرکوب دولتی امروز هم مانند دهه‌ی ۶۰ با تضادهای داخلی و خارجی حادی روبروست.

در دهه‌ی ۶۰ یک زورآزمایی طبقاتی در جامعه جریان داشت و نیروهای آلترناتیو باقی‌مانده از ۵۷ صف‌بندی طبقاتی روشنی را نماینده‌گی می‌کردند؛ اما امروز شاهد این صف‌کشی طبقاتی در جامعه نیستیم. جمهوری اسلامی در آن زمان یک دولت نوپای طبقاتی بود که جنگ، قتل‌عام، ترور و لابی‌گری ... را برای تثبیت خود به جان می‌خرید اما امروز یک دولت طبقاتی جاافتاده است که با کشتارها پیام خاصی روبه‌داخل و خارج مخابره می‌کند. در دهه‌ی ۶۰ انتاگونیسم طبقاتی خونین و روشن بود اما امروز این انتاگونیسم به آن شکل نماینده‌گی نمی‌شود و مردم نماینده‌گان طبقاتی خود را ندارند. دولت جمهوری اسلامی به‌عنوان یک دولت تئوکراتیک از درون یک شرایط انقلابی بیرون آمد و با وجود ارعاب و سرکوبِ آشکار به درجاتی مشروعیت مردمی خود را از آن شرایط گرفت اما امروز مشروعیت مردمی جمهوری اسلامی به پایین‌ترین سطح رسیده چه به لحاظ ایدئولوژیک و چه به لحاظ اقتصادی و سیاسی. جمهوری اسلامی چون آلترناتیو اقتصادی ندارد، در مقابل بحران و انفجارات آتی نیاز به قدرت‌نمایی و جنگ دارد و جنگ برای جمهوری اسلامی کماکان نعمت است. هرچند جنگ نیابتی کنونی در خاورمیانه هم بخشی از نیاز سیستم سرمایه‌داری جهانی برای عبور از بحران جهانی سرمایه است. جمهوری اسلامی امروز، هم با بحران زیربنایی (اقتصادی) روبروست و هم با بحران روبنایی (ایدئولوژیک-سیاسی) اما با مبارزات اقتصادی صرف و به شکل خودبه‌خودی از هم نخواهد پاشید به همین دلیل بحث آلترناتیو اهمیت پیدا می‌کند و این در شرایطی است که آلترناتیو انقلابی و سوسیالیستی در تمام جهان با بحران روبروست و مردم نماینده‌گان سیاسی خود را پیدا نمی‌کنند.

در این بخش به نقش مردم و مبارزات مردم هم اشاره شد. یک نظریه معتقد بود که امروزه سواد سیاسی جامعه خصوصاً نوع متشکل و انقلابی آن بسیار پایین‌تر از دهه‌ی ۶۰ است و مردم در عکس‌العمل به فشار اقتصادی درصحنه‌ی مبارزه هستند و هنوز با جمهوری اسلامی مرزبندی ایدئولوژیک آگاهانه‌ای ندارند. یک نظریه معتقد بود که جنبش مردم در بطن خودش سیاسی است و در ادامه رهبری و سازمان‌دهی خود‌به‌خودی خود را پیدا می‌کند و شعور سیاسی نسل امروز بالاست هرچند رهبران سیاسی، تاریخ و فلاسفه‌ی انقلابی را نمی‌شناسد. نظر دیگری هم معتقد بود که اگرچه آگاهی و مبارزه‌ی خود به خودی مردم (حتی در شکل جنبش گرسنگان) و بر حول مطالبات اقتصادی و صنفی بستر مناسبی است اما نمی‌تواند پاسخگو باشد ولی به معنای این نیست که مردم پتانسیل انقلابی ندارد اما این مبارزات خودبه‌خودی باید اگاهانه تبدیل به مبارزه‌ی سیاسی بر پایه‌ی آگاهی انقلابی و در جهت تغییر انقلابی شود.

بر این موضوع نیز تأکید شد که چگونه باید شعار «نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم!» را همه‌گیر و تقویت کرد تا جنایات جمهوری اسلامی مجدداً در سکوت تکرار و تشدید نشود. تجربه‌ی تاریخی نشان می‌دهد پذیرش، اثبات و دادخواهی این نوع جنایات و قتل‌عام‌ها عمدتاً پیش از سرنگونی رژیمی که مرتکب آن شده است ممکن نیست (هرچند استثناهای قابل تأملی نیز وجود دارد). اگرچه امروز رسانه‌ها و تکنولوژی در خبررسانی در مورد این جنایت نقش دارند اما افشای کشتارها مدیون مبارزه‌ی خانواده‌ها و جان‌بدربردگان است و باید توسط جنبش دادخواهی مردمی پیگیری شود. جمهوری اسلامی و بخشی از نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب خارج حکومتی و متعاقباً امپریالیست‌ها و رسانه‌های‌شان عمدتاً در سه مرحله‌ی تاریخی انکار، توجیه، استحاله و مصادره به مطلوب کردن به جنایات دهه‌ی ۶۰ برخورد کرده‌اند؛ و امروز همین رویه‌ی استحاله را در پیش دارند و جان‌باختگان دهه‌ی ۶۰ را از محتوا‌ی مبارزاتی و انتاگونیسم طبقاتی خالی کرده و آن‌ها را قربانیانی معرفی می‌کنند که صرفاً «حقوق‌شان» تضییع شده است. درحالی‌که موضوع جنبش دادخواهی اگرچه یک بعد حقوقی هم دارد اما بیشتر از آن ابعاد سیاسی دارد؛ بنابراین جنبش دادخواهی رابطه‌ی تنگاتنگی با جنبش سرنگونی دارد.

دوست دیگری معتقد بود این گفتمان حقوق بشری می‌خواهد مسئله‌ی حقوقی را به شکل گفتمان یونیورسال طرح کند. اگر مسئله‌ صرفاً حقوق قربانی باشد تمام اعدامیان آن سال‌ها قربانی بودند (حتی بهاییان، تن‌فروشان و ...) اما این افراد مبارز بودند و آگاه بودند که نتیجه‌ی انتخاب و مبارزات‌شان چه خواهد بود. سوال: آن گفتمان که چپ در این مورد دارد چیست؟! هدف جمهوری اسلامی صرفاً کشتن این افراد نبود که ما میزان خشونت به‌کاررفته را اندازه‌گیری کنیم. مسئله‌ این بود که جنبشی که ۵۷ را به وجود آورد باید از ریشه از بین می‌رفت و خشونت جمهوری اسلامی برای از بین بردن بخشی از پایه‌گذاران انقلاب ۵۷ بود، به همین دلیل این موضوع به همه‌ی جامعه‌ی ایران مربوط می‌شود.

در مورد شعار «بخشش و فراموشی ...» موضع اصلاح‌طلبان مبنی بر «فراموش نکردن اما بخشیدن» یک شکنجه‌ی دائمی برای بازمانده‌گان است. در مورد بخشیدن هم تا زمانی که حقی مبنی بر انتقام وجود نداشته باشد چیزی به اسم بخشیدن معنا ندارد؛ بخشش همیشه از بالا به پایین اعمال می‌شود نه از پایین به بالا. اگر قرار باشد عاملین جنایت بخشیده شوند باید امکان انتقامی وجود داشته باشد تا عمل بخشیدن معنا پیدا کند در غیر این صورت «بخشیدن» یک مسئله‌ی انتزاعی خواهد بود.

دوستی معتقد بود که تحولات آتی ایران به رهبری زنان امکان‌پذیر است و مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی خصوصاً در نگاه زنان یعنی نیمی از جمعیت جامعه از بین رفته است و همچنین سرنوشت ایران به هویت و سرنوشت تمام خلق‌های ایران گره‌خورده است و تجزیه‌ی ایران اجتناب‌ناپذیر است. به این شکل مسئله‌ی ملی و حق ملل در جدایی بخشی از بحث داغ جمع شد و نظرات مختلفی طرح شد که نشان داد باید این موضوع را هم به شکل مجزا به بحث بگذاریم.

شنبه ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۸ آکسیون اعتراضی در مرکز شهر:

روز شنبه، ساعتی پیش از آکسیون، خودمان را به مرکز شهر بروکسل که مکانی بسیار پر رفت و آمد در یک روز تعطیل و آفتابی است، رفتیم. آکسیون ما هم‌زمان بود با آکسیون در سایر کشورهای اروپایی به مناسبت سی‌امین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی و ما تصمیم گرفتیم این آکسیون را در مرکز شهر برگزار کنیم تا از حضور مردم حداکثر استفاده را برای آگاهی‌رسانی و اعلام همبستگی کنیم.
به‌سرعت بنر بزرگ «کارزار» را در کنار پرچم بزرگ «سرنگون باد جمهوری اسلامی!» قرار دادیم و عکس برخی از جان‌باختگان ‌دهه‌ی ۶۰ از جریانات مختلف را روی زمین گذاشتیم، عکس «هیئت مرگ» و سران جمهوری اسلامی را در کنار عکس‌ها و توضیحاتی از وضعیت امروز در ایران قراردادیم؛ به شکل نمونه تصاویری از وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان‌ها، برخی از زندانیان سیاسی زن، وکلا، فعالین جنبش دانشجویی، کارگری، معلمان و ملل تحت ستم ... ناپدیدشده‌‌گان و ... آمار اعدام‌ها در چند سال اخیر و با توضیحاتی در مورد وضعیت مردم در دوره‌ی روحانی و روابط با دول اروپایی و ... البته برای این‌که جنبه‌ی انترناسیونالیستی دیدگاه‌مان را هم نشان دهیم در طرف دیگر نیز تصاویری از فجایع و قتل‌عام‌های جهانی قرار داده بودیم که اتفاقاً موردتوجه مردم قرار می‌گرفت: تصویر هیتلر، شارون و پادشاه لئوپولد دوم (شاه بلژیک، عامل قتل‌عام بیش از ۱۰ میلیون نفر در کنگو) در کنار تصاویری از کشتار یهودیان توسط نازی‌ها، شیلی، اندونزی، ارامنه در ترکیه، کشتار روهینگیا در میانمار و ... تلاش‌مان این بود که نشان دهیم چگونه‌ این جنایات توسط خشونت سازمان‌یافته در دولت طبقاتی تحت سیستم سرمایه‌داری در کشورهای مختلف عمل می‌کند و چرا ما با تمام اشکال این جنایات مرزبندی داریم. این در حالی بود که از طریق بلندگوی ما دائماً شرح کوتاهی از دادگاه‌های سال ۶۷ پخش می‌شد و این توجه مردم را به سمت ما جلب می‌کرد. مردم سریعاً گرد آمدند و با تعجب به عکس‌ها نگاه می‌کردند.

ما تلاش می‌کردیم با پخش بیانیه‌هایی به زبان فرانسه، انگلیسی و فارسی که هم قتل‌عام دهه‌ی ۶۰ و سال ۶۷ را توضیح می‌داد و هم مواضع ما را روشن می‌کرد آگاهی آنان را بالاتر ببریم. قطعاً بسیاری از آن‌ها ابراز بی‌اطلاعی می‌کردند برخی سوال داشتند و برخی نقد و حتی مخالفت؛ اما مجموعاً جریانی زنده و پویا بین ما و مردم برقرار بود. برخی از فعالین سیاسی ایرانی هم به جمع ما پیوستند و به این شکل توان ما برای ارتباط زنده با مردم و بحث‌وجدل بیشتر شد. خیلی زود صدها بیانیه‌ای که چاپ کردیم تمام شد و مجبور به تجدید چاپ شدیم.
بسیاری از عابرین با دقت عکس‌ها را نگاه می‌کردند بیانیه‌ها را می‌خواندند و بعد با ما بحث می‌کردند. خیلی از آن‌ها با نشان دادن لایک یا علامت پیروزی اعلام همبستگی می‌کردند. برخی کمک مالی می‌کردند و حتی برخی با جدیت از ما می‌پرسیدند که ما چگونه می‌توانیم کار بیشتری انجام دهیم؟! و ما به آن‌ها توضیح می‌دادیم که می‌توانند به کارزار ما برای تظاهرات روز زن در سال آینده بپیوندند و صفوف مبارزه علیه جمهوری اسلامی را تقویت کنند و همچنین این موضوع را با دوستان خود به اشتراک و بحث بگذارند. زنی فلسطینی منتقد بود که چرا عکس کشتار فلسطینیان را نگذاشته‌ایم توضیح دادیم با گذاشتن عکس شارون کنار هیتلر ما موضع همبستگی‌مان را روشن کرده‌ایم اما هم توان ما کم است و هم تعداد جنایات بی‌شمار و ما نمی‌توانیم تمام جنایات را با عکس‌های متعدد نشان دهیم اما ما به‌روشنی در کنار مبارزات مردم فلسطین قرار داریم و ...که در نهایت این توضیحات او را راضی کرد. زن جوان محجبه‌ای بیشتر از ۲۰ دقیقه به عکس‌ها نگاه کرد و وقتی از او پرسیدیم برای ادامه‌ی کارمان کمک مالی می‌کنی گفت باکمال میل و کمک کرد. زن محجبه‌ی دیگری با دختر و پسرش عکس‌ها را دید بیانیه را خط به خط به آن‌ها توضیح داد و گفت با شما همراهم! گفت اهل مراکشم و خواهان جدایی دین از دولت، حجاب انتخاب من است اما به کودکانم می‌گویم باید به بقیه نظرات احترام گذاشت اما جمهوری اسلامی ایران برای مقاصدش امروز در مراکش هم دخالت می‌کند و با تقویت شیعی‌گری و توهین به دین ما در حال ایجاد تفرقه بین مردم ماست من در مبارزات شما علیه جمهوری اسلامی همراهم. زن محجبه‌ی دیگری درحالی‌که کمک مالی می‌کرد گفت بله! باید دین از دولت جدا شود من همراه شما هستم. پسر جوانی پرسید من انگلیسی‌زبانم (شعار پرچم ما به فرانسه بود) آیا شما خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستید؟! وقتی گفتیم بله! با خوشحالی به ما دست داد و گفت این عالی است. خانواده من دوستانی ایرانی از قدیم دارند که با روی کار آمدن جمهوری اسلامی در تبعید مانده‌اند. من با شما همراهم! ایران در گذشته بهتر بود. ما توضیح دادیم که درست است ما خواهان سرنگونی هستیم اما خواهان بازگشت سلطنت نیستیم و بد بودن جمهوری اسلامی به معنا بهتر بودن سلطنت نیست ما خصوصاً ما زنان می‌خواهیم به جلو برویم و نه به عقب. بحث داغی درگرفت و درنهایت او با بحث‌های‌مان سمت‌گیری کرد. زن دیگری که ظاهری آراسته داشت گفت با شعار پرچم ما مخالف است چون آنچه در ایران حکمرانی دارد اسلام نیست. گفت اهل عربستان سعودی و ساکن پاریس است. معتقد بود در کشور او که اسلامی است زنان مانند پرنسس‌ها زندگی می‌کنند و احترام دارند. توضیح دادیم که اولاً «جمهوری اسلامی» اسم و ماهیت حکومت ایران است (درحالی‌که عربستان در اسم مدعی پادشاهی است) و این‌که آیا اسلام شیعیِ ورژن ایران، اسلام واقعی است یا ورژن عربستان مسئله‌ی ما نیست. ما خواهان جدایی کامل دین از دولت و ملغی شدن قوانین ضد زن شریعت هستیم. در ضمن هم در ایران، هم در عربستان زنان قربانی قوانین شرعت هستند و زنان عربستان حتا تا چندی پیش اجازه‌ی رانندگی هم نداشتند. سریعاً اضافه کرد بله اما زنان عربستان به‌جای راننده‌گی کردن راننده دارند. ما هم توضیح دادیم که زنان نه‌تنها در عربستان بلکه در سراسر جهان بهتر است به‌جای «پرنسس»، زن باشند با حق پایه‌ای کنترل بر بدن و زندگی‌شان. وقتی گفتیم زنان در اروپا هم تحت ستم هستند چه برسد به عربستان ابراز بی‌اطلاعی کرد و در ادامه دوست دیگری برای او توضیح داد که اولاً تو ساکن پاریس هستی، نه عربستان و در همان عربستان هم زنان از طبقات مختلف شرایط بسیار متفاوتی دارند و ... گروهی از دختران جوان بعد از خواندن بیانیه آمدند و چند بیانیه برای دوستان دیگرشان گرفتند. زنی اهل بلژیک با اشتیاق گفت من خواهان پیوستن به کارزار شما هستم و ارتباط ردوبدل شد. پسر جوانی با لبخند نزدیک شد و گفت من فلسطینی و طرفدار خمینی هستم. گفتیم ما هم طرفدار مبارزات مردم فلسطین هستم اما رژیم ایران در داخل مردم خودش را قتل‌عام می‌کند و حمایت او از فلسطین در جهت منافع خودش است. آیا تو پول خون مردم ایران را می‌پذیری؟! در حالی که سریعاً دور می‌شد با شیطنت گفت بله! بله! من طرفدار جمهوری اسلامی هستم. پسر نوازنده‌ای که با دقت عکس‌ها را دیده بود پرسید تا چه ساعتی اینجا هستید؟ گفتیم: چرا؟ گفت چون می‌خواهد کمک مالی کند اما پول همراه ندارد و باید برای اجرا برود و بعد از اجرا به ما کمک مالی خواهد کرد به او گفتیم همین اعلام همبستگی برای ما ارزش بالاتری دارد و او با اعلام همبستگی از ما دور شد. دختری جوان ایرانی که فارسی بلد نبود با اشتیاق بیانیه فرانسه را خواند و گفت اگرچه موضوع برایم بسیار جدید است اما چون عجله دارم نمی‌توانم بمانم؛ مرد ایرانی دیگری که ظاهراً خواهان سرنگونی نبود به ما معترض بود که چرا عکس اعدامیان و زندانیان مجاهد یا کرد را در عکس‌ها گذاشته‌ایم چون آن‌ها تروریست هستند و ما توضیح دادیم ما ضمن مرزبندی سیاسی با احزاب آن‌ها از آزادی تمام زندانیان سیاسی دفاع می‌کنیم و این برخورد او در پی تطهیر جنایات جمهوری اسلامی است. برخی از فعالین کرد هم برای اعلام همبستگی در محل آکسیون حاضر بودند و این حضور هم دلگرم‌کننده بود. برخی دیگر از فعالین سیاسی ایرانی حاضر هم معتقد بودند فرم و محتوای این آکسیون مؤثر و در ارتباط گرفتن با مردم موفق بوده است و برای ادامه‌ی کار کمک مالی کردند. برخورد و ابراز همبستگی، سوالات و چالش‌ها با مردم به‌قدری پرشور بود که دلمان نمی‌خواست برویم اما مجبور بودیم آکسیون را بعد از دو ساعت پایان دهیم و جالب اینجا بود که برخی از مردم به‌قدری همبستگی داشتند که در جمع‌آوری عکس‌ها و وسایل هم به ما کمک کردند. ما هم با بازخورد عمدتاً مثبتی که دیدیم برای برگزاری تظاهرات هشت مارس سال آینده مطمئن‌تر شدیم و فهمیدیم اگر پیگیرانه، صادقانه و بی‌تزلزل به مردم رجوع کنیم قطعاً تعداد بیشتری را آگاهانه با خود همراه خواهیم کرد.

فعالین سازمان زنان هشت مارس (ایران - افغانستان) - بلژیک
فعالین کارزار مبارزه علیه خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی بر زنان در ایران - بلژیک
۱۸ سپتامبر ۲۰۱۸

- لینک مستقیم آلبوم تصویری از این آکسیون:

- و تصاویر بیشتر در آلبوم تصویری از این آکسیون.

2018/02/28

از مبارزات زنان ایران علیه حجاب اجباری حمایت کنید!


از مبارزات زنان ایران علیه حجاب اجباری حمایت کنید!
کنترل بدن من حق من است، نه هیچ دولت، نه هیچ مذهب و نه هیچ فردی!

Soutenir les luttes des femmes iraniennes contre le port obligatoire du voile.
Disposer de mon corps, c'est MON droit! PAS celui de l’Etat, ni de la religion, ni de personne d'autre!

Steun de strijd van de Iraanse vrouwen tegen de verplichte sluier!
Over mijn lichaam beslissen is MIJN recht! NIET dat van staten, noch van religies, noch van iemand anders!

Support the struggles of Iranian women against the compulsory veil!
Control over my body is MY right! NOT the states, nor religion, nor anyone else!

Date and time:
Thursday, March 8, 2018, 15:00 -16:00
Place: in front of the Iranian Embassy, Brussels
Avenue Franklin Roosevelt 15, 1050 Ixelles

زمان: پنجشنبه ۸ مارس ۲۰۱۸، از ساعت ۱۵ تا ۱۶
مکان: مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران، بروکسل
Avenue Franklin Roosevelt 15, 1050 Ixelles

سازمان زنان هشت مارس (ایران- افغانستان)
8 March Women’s Organisation (Iran- Afghanistan)-Belgium


2018/01/24

گزارشی از آکسیون اعتراضی در اولین سال‌روز روی کار آمدن ترامپ در بروکسل

روز یکشنبه ۲۱ ژانویه ۲۰۱۸ در اولین سال‌روز روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا مبارزات گسترده‌ای در سراسر جهان به پیش رفت و در اولین سال‌روز مبارزات مردم سراسر جهان به دعوت «مارش زنان» علیه به قدرت رسیدن ترامپ و عروج فاشیسم در آمریکا باز هم به خیابان آمدیم. سال گذشته در چنین روزی میلیون‌ها نفر و خصوصا زنان در سراسر جهان به خیابان آمده بودند تا مخالفت خود را با قدرت‌گیری دونالد ترامپ نماینده‌ی نظام سرمایه‌داری – امپریالیستی پدر/مردسالار آمریکا که نه تنها مردم این کشور بلکه سراسر جهان را با ستم و استثمار، تجاوز نظامی و جنگ در خدمت به منافع خود به بند کشیده است، نشان دهند. امسال هم تظاهرات‌ها و آکسیون‌های بزرگ و کوچکی در شهرها و کشورهای مختلف جهان برگزار شد.*

در بلژیک هم روز یکشنبه آکسیونی در مرکز شهر بروکسل در مقابل ساختمان بورس، برگزار شد. این آکسیون به دعوت فعالین «لایتز فور رایتز» (فعالین مارش زنان در بلژیک) سازماندهی شده بود. از آن‌جایی که این جمع صرفا به دادن یک فراخوان اینترنتی بسنده کرده بودند، عده زیادی حتی از فعالین سیاسی بلژیک هم از این حرکت اطلاع نداشتند، اما با این وجود تعداد قابل توجهی در این آکسیون شرکت کردند. زنانی با کلاه صورتی که تبدیل به نماد «مارش زنان» شده است و شعارهایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ و در دفاع از حقوق زنان، مهاجرین، هم‌جنس‌گرایان و ... هرچند این آکسیون طبق سیاست سازمان دهنده‌گان عمدتا در فضایی «غیرسیاسی» و با روشن کردن شمع و خواندن سرود به پیش می‌رفت اما حضور برخی از فعالین جنبش زنان در بلژیک با شعارهای سیاسی در دفاع از حقوق زنان و برخی از فعالین احزاب و ... فضا را تغییر می‌داد. ما برخی از فعالین سازمان زنان هشت مارس در بلژیک و فعالین کمیته‌ی جوانان بلژیک هم در همبستگی با کارزار «رفیوز فاشیسم» با بنری که روی آن نوشته شده بود: «نه! به نام بشریت تن به یک آمریکای فاشیست نخواهیم داد!» و در طرف دیگر «مردم جهان علیه امپریالیسم و بنیادگرایی مذهبی متحد شوید!» در این آکسیون شرکت کردیم. ما با شعار «هی هی! هو هو! ترامپ باید برود!» و «تنها راه متوقف کردن دولت ترامپ و پنس انقلاب است و نه چیزی کمتر!» سعی کردیم فضای آکسیون را تغییر دهیم که خوشبختانه حاضرین با ما همراهی کردند و برخی از زنان جداگانه گفتند که این همان صدایی بود که ما دوست داشتیم بشنویم و خوشحالیم که شما اینجا هستید.

* اخبار مربوط به این مبارزات را می‌توانید در سایت «مارش زنان» مشاهده کنید:
https://www.womensmarchglobal.com

سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان) - بلژیک
کمیته جوانان بلژیک 

گزارش تصویری:
 

2017/10/12

گزارش جلسه بحث و گفتگو و آکسیون اعتراضی «به مناسبت ۲۹مین یادمان جان‌باختگان سال ۶۷ و دهه شصت»



جمعه شش اکتبر: جلسه بحث و گفتگو

عصر روز جمعه شش اکتبر ۲۰۱۷ با فراخوان «کمیته جوانان بلژیک» و «سازمان زنان هشت مارس» در مجتمع فرهنگی پیانوفابریک در بروکسل گرد آمدیم تا به مناسبت ۲۹مین یادمان جان‌باختگان سال ۶۷ و دهه‌ی شصت به بحث و گفتگو بپردازیم. هدف جمع برگزارکننده از برگزاری چنین نشستی این بود که علاوه بر برگزاری یادمان، موضوع قتل‌عام سال ۶۷ و دهه‌ی شصت را به موضوعی فراتر از یادمانی صرفاً تقویمی تبدیل نموده و از طریق بحث‌وجدل با حاضرین این موضوع را تبدیل به ضرورتی عمیق‌تر برای مبارزات جاری در برابر جمهوری اسلامی نموده و جایگاه و اهمیت این موضوع را در مبارزات جاری و آتی نشان دهد.

جلسه با خوانش قطعاتی از خاطرات زندانیان سیاسی و خانواده‌ها به شیوه‌ای خلاقانه آغاز شد. واژه‌هایی که تاریکی را می‌شکافت و روشنایی که بازتاب بخش کوچکی از مقاومت هزاران جان شیفته و نسلی آرمان‌گرا در برابر تسلیم، عقب‌گرد، شکنجه، کشتار و اعدام بود؛ برشی کوتاه از روایت مقاومت در جدال با تاریکی، سکوت، سکون، خاموشی و فراموشی.

بعد از آن با طرح سه سوال اصلی حاضرین وارد بحث جمعی شدند:
۱- جایگاه کشتار دهه‌ی ۶۰ و سال ۶۷ درصحنه‌ی سیاسی جاری در ایران؟
۲- معنای سیاسی و عملی شعار «نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم!» چیست؟
۳- برخورد دستگاه قضایی آلترناتیو (انقلابیون) به مخالف سیاسی متشکل چیست؟

در یک بحث فعال هر یک از دوستان به جوانبی از موضوع پرداختند. هرچند برخی از دیدگاه‌ها زوایایی با یکدیگر داشتند اما مجموعاً به موضوعاتی مثل اهمیت تاریخ و تحلیل تاریخی تأکید شد. این‌که نگاه تاریخی نه صرفاً برای تصفیه‌حساب با گذشته بلکه برای درک حال و آفریدن آینده‌ای متفاوت ضروری است. خصوصاً در دوره‌ای که جمهوری اسلامی دست به یک یورش همه‌جانبه زده است تا با وارونه‌نماییِ تاریخیِ عظیم، بر تضادهای درونی این دوره خود فائق بیاید. دوستان به اشکال مختلف این موضوع را طرح کردند که خشونت، کشتار و سرکوب سیستماتیک حاکمیت جمهوری اسلامی را نمی‌توان به یک دوره محدود کرد و آن را باید جزئی انکارناپذیر از ساختار این رژیم دانست که در دوره‌های مختلف به اشکال متفاوت بروز می‌نماید اما برجستگی سرکوب و قتل‌عام دهه‌ی شصت در تحکیم حکومت بنیادگرای جمهوری اسلامی از ضرورت سرکوب تفکر انتقادی و انقلابی در همراهی و هم‌صدایی با موج شکست انقلابات در جهان برمی‌خاست. حذف فیزیکی نسلی از انقلابیون در خدمت به ایجاد یک گسست نسلی بود تا مانع امتداد مبارزه و انتقال جمع‌بندی‌ها و تجربیات مبارزاتی شود. در این بحث به موقعیت مردم در آن دوره و شوک ناشی از شکست انقلاب و عقب‌گرد جامعه هم اشاره شد و همچنین نقش خانواده‌های جان‌باختگان و جان‌بدر بردگان در شکستن سکوت و ایجاد جنبش دادخواهی (با وجود تفاوت درک‌هایی که جمع از موقعیت و ماهیت جنبش دادخواهی داشت).

در مورد اهمیت شعار «نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم!» هم دوستان تأکید داشتند که باوجود جهت‌گیری و مرزبندی صحیح این شعار از زمانی که طرح شد تا به امروز و فراگیر شدنش در اپوزسیون و ... اما این شعار هنوز در ایران و درون جنبش به‌اندازه کافی فراگیر نشده است؛ و اتفاقا امروزه با کلید خوردن پروژه‌های جدید و جدی «جعل تاریخ» و «آشتی ملی» اهمیت فراگیر و ترویج کردن این شعار بیش از قبل شده است. برخی از رفقا به درستی معتقد بودند که موضوع دادخواهی اگرچه شامل خانواه‌ها و دادخواهی حقوقی هم می‌شود اما موضوع نبخشیدن و فراموش نکردن، فراتر از نسبت خانودگی است. ما نمی‌بخشیم چون کشتار نسل آرمان‌گرا و انقلابی در واقع تخریب آینده‌ای بود که با وجود نسل انقلابی دهه‌ی شصت می‌توانست به شکل دیگری رقم بخورد و سرنوشت میلیون‌ها نفر در ایران و چه بسا در منطقه و جهان را تغییر دهد. دوستان تأکید داشتند که موضوع نبخشیدن و فراموش نکردن نباید محدود به افراد و اشخاص باشد، بلکه باید این نظام را هدف قرار داد. باید منافع نظام سرمایه‌داری در شرایط ایران را هدف قرار داد که همیشه پتانسیل تکرار این جنایات به اشکال دیگری را هم دارد. این‌چنین درکی نشان می‌دهد که هدف ما نه‌تنها انتقام گرفتن نیست بلکه هدف پایان دادن به سیستمی است که بر اساس سرکوب و کشتار سیستماتیک بنا شده است. برای موفقیت در این کار ما باید مرزبندی روشنی با هر نوع تفکر واپس‌گرا داشته باشیم. یکی از این مرزبندی‌ها، در نحوه‌ی برخورد نیروی انقلابی به مخالف سیاسی‌اش نمایان می‌شود که موضوع سوال سوم بود و کمبود وقت مانع از پرداختن به آن شد و با تصدیق جمع به جلسه‌ی بعد موکول شد.



شنبه هفت اکتبر: آکسیون اعتراضی در مرکز شهر بروکسل (پلاس دو لامونه)

این آکسیون که با فراخوان «کارزار مبارزه با خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی بر زنان» و «سازمان زنان هشت مارس» صورت می‌گرفت قرار بود ساعت ۱۳ در مرکز شهر بروکسل برگزار شود. خوشبختانه ما زودتر در محل حاضر بودیم و فرصت کمی داشتیم تا عکس‌ها و شعارهای خود را روی زمین ثابت کنیم چون به فاصله‌ی کمی باران بی‌رمق و باد شدیدی شروع شد، اما هیچ کدام از این‌ها مانع ادامه کار ما نشد. تمام دوستانی که در محل آکسیون حاضر بودند (زن و مرد) با جدیت و انرژی گوشه‌ای از کار را به عهده گرفتند و در دو ساعتی که در آن محل بودیم بیش از هزار بیانیه و اطلاعیه بین عابرین پخش شد. چون این میدان محل تردد مردم از ملیت‌های مختلف است. از طرف دیگر مردم شاهد بودند که عده‌ای در این هوای بد و بارانی در حال پیشبرد کاری هستند و همین باعث کنجکاوی آن‌ها هم می‌شد.

مثل سال قبل دائماً از بلندگوی ما متن افشاگرانه‌ی کوتاهی به زبان انگلیسی در ارتباط با کشتار سال ۶۷ و آمرین و عاملین آن، دادگاه‌های مرگ و سوالات و نحوه اعدام‌ها و ... پخش می‌شد و همین توجه را جلب می‌کرد. با وجود این‌که بارش باران عمدتاً مانع ایستادن افراد بود اما اکثراً برای گرفتن بیانیه تأمل می‌کردند. در فواصلی که بارندگی نبود به دیدن عکس‌ها می‌پرداختند و سوالاتی می‌کردند. ما که در کنار عکس جان‌باختگان دهه شصت و سال ۶۷ عکس‌هایی از جان‌باختگان ۸۸، قتل‌های زنجیره‌ای و سایر کشتارها، زندانیان و حتی ناپدیدشدگان را قرار داده بودیم، عکس‌هایی از آمار اعدام در ایران و معنای گسترش روابط جمهوری اسلامی با کشورهای سرمایه‌داری را هم در کنار آن قرار داده بودیم که برای بیننده‌ی اروپایی قابل‌درک‌تر بود. همچنین چون تمرکز مبارزات این دوره‌ی کارزار زنان روی مساله‌ی خشونت جنسیتی (دولتی) بر زنان زندانی سیاسی و غیرسیاسی بود، ما هم عکس‌هایی از زنان زندانی سیاسی امروز در ایران همراه با توضیحات آن را در کنار سایر عکس‌ها قرار داده بودیم که توجه برخی از عابرین را به خود جلب می‌کرد و بهتر می‌فهمیدند که موضوع ما صرفاً برخورد به گذشته و یادآوری قتل‌عامی مربوط به ۲۹ سال پیش نیست. همچنین عکس‌هایی مربوط به کشتارهای جمعی در فلسطین، آلمان، ترکیه، شیلی، کنگو و ... نشان می‌داد که هدف ما محدود به ایران هم نیست و ما با کلیت نظامی که چنین پتانسیلی را در خود دارد مرزبندی داریم. برخی از دوستان هم عکس‌ها و شعارهایی در حمایت از رضا شهابی و سایر زندانیان سیاسی و غیرسیاسی که در اعتصاب غذا یا زیر حکم اعدام هستند، به همراه آورده بودند.

وجود یک عکس از پادشاه استعمارگر و جنایت‌کار بلژیک در دوره‌ی اشغال کنگو در کنار هیتلر و شارون و ... باعث اعتراض یک مرد بلژیکی شد که معتقد بود ما اجازه نداریم عکس پادشاه بلژیک را آنجا بگذاریم. او حتی بعد از اعتراض به ما با پلیس تماس گرفت اما ما توضیح دادیم که جنایت و کشتار کشور بلژیک در کنگو از نظر ما برخاسته از همین نظام سرمایه‌داری است و ... اما در عوض یک مرد بلژیکی دیگر با دیدن شعار «نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم!» جلو آمد و گفت این شعار بسیار صحیح است و انتخاب شما هم صحیح است ما را در کنار مبارزات خود بدانید. یک دختر بلژیکی که با دقت توضیحات زیر عکس زنان را می‌خواند گفت باورش نمی‌شود که این‌ها مربوط به امروز است. یک پسر ترک با حرارت دوستانش را صدا می‌زد تا عکس دست دادن روحانی و رئیس‌جمهور فرانسه و آمار اعدام‌ها در همان سال را به آن‌ها نشان دهد. مردی می‌پرسید: «مگر در ایران هنوز با طناب اعدام می‌کنند؟» و از پاسخ ما متعجب شد که نه‌تنها با طناب بلکه در ملأعام اعدام می‌کنند. مرد جوانی از شعار بزرگ «سرنگون باد جمهوری اسلامی!» عکس گرفت و با لبخندی دوستانه گفت امیدوارم موفق شوید. برخی از کسانی که بیانیه‌ها را می‌گرفتند به فاصله‌ی کوتاهی می‌ایستادند و آن‌ را می‌خواندند و چندنفری برای عکس گرفتن و دادن کمک مالی دوباره برگشتند و ... به‌هرحال ما تمام تلاش‌مان را کردیم تا به حداکثر از این فرصت برای آگاهی دادن به مردم استفاده کنیم. همه این تلاش‌ها در آن هوای نامساعد بخش کوچکی از مبارزات ما برای دادخواهی و برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی بود و بعد از تمام شدن آکسیون همه با وجود خستگی جسمی که داشتیم اما در جمعی گرم و پرحرارت ایده‌های‌مان برای آکسیون‌ها و مبارزات بعدی را به اشتراک گذاشتیم تا دفعه بعد با طرح‌هایی خلاقانه‌تر بتوانیم این مبارزه را طرح کرده و به پیش ببریم.

فعالین سازمان زنان هشت مارس (ایران - افغانستان) - بلژیک
فعالین کارزار مبارزه با خشونت علیه زنان در ایران

تصاویر بیشتر و لینک مستقیم آلبوم تصویری

2017/09/29

جلسه بحث و گفتگو و آکسیون «به مناسبت یادمان کشتار زندانیان سیاسی» در بروکسل

نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم !

اعدام و تیرباران، قتل عام های دسته جمعی و شکنجه های قرون وسطایی، ابزارهای سلطه رژیم جمهوری اسلامی از ابتدای حاکمیت آن تا کنون بوده است. حذف فیزیکی در زندان پا به پای سرکوب توده ها در خیابان و تخدیر ایدیولوژیک در جامعه انجام گشت تا حاکمیت جمهوری اسلامــی تثبیت شده و در واقع زندان ها، فشرده تمامیت و ماهیت این رژیم بوده و هستند که با کارکرد این نظام و نام تمامی گردانندگان آن همراه شده است. دهه ۶۰ و نقطه اوج آن یعنی سـال ۶۷ دوره ای بود که جمهوری اسلامی برای زدودن ریشه هــای مقاومت در جامعه از مدارس و دانشگاه هـــا، کارخانه هــا و خیابان ها، کوه ها و جنگل ها و ... به زندان ها رسید و یکی از هولناک ترین جنایات تاریخ معاصر را رقم زد. این روند تا به امروز ادامه دارد.

امروز ما می‌خواهیم یکبار دیگر پرسش‌گرانه به این موضوع برخورد کنیم. می‌خواهیم افکار عمومی را در برابر دشمن و مسبب اصلی یعنی جمهــوری اسلامــی و همراهان جهانی‌اش قرار دهیم و این جنایت را در چارچوبه‌ی کارکرد سیستم ارعاب، شکنجه و کشتار جهانـــی بررسی کنیم. مــی‌خواهیــم دلایل مقاومت زندانیان در برابر شکنجه و دلایل دشمن برای حذف آن‌ها را بازخوانی کنیم. می‌خواهیم روند ادامه‌دار سرکوب، حذف و اعدام را تــــا به امروز دنبال کنیم و چارچوبه‌ی نظامی که چنین حاکمیت می‌کند را ترسیم نماییم تا راهی حقیقی به سوی آینده‌ای بدون سرکوب، شکنجه و اعدام باز کنیم.


شما را دعوت می‌کنیم تا در جلسه‌ای که روز جمعه ۶ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۹ در مجتمع فرهنگی پیانوفابریک برگزار می‌شود، شرکت نمایید.

مکان: مجتمع فرهنگیِ پیانوفابریک، خیابان فورت شماره ۳۵، سنت-ژیل۱۰۶۰ (Rue du Fort 35, 1060 Saint-Gilles)

برگزار کنندگان: کمیته جوانان بلژیک – سازمان زنان هشت مارس(ایران-افغانستان) -واحد بلژیک

در این جلسه ضمن گرامی‌داشت یاد و خاطره‌ی جان‌باختگان دهه‌ی ۶۰ و سال ۶۷ به هدف و روش جمهوری اسلامی در سرکوب زندانیان سیاسی و غیرسیاسی در طول دوران حاکمیت‌اش و راه برون رفت از آن خواهیم پرداخت.

 برای بحث و تبادل نظر در این جلسه شرکت نمایید.

www.committeebe.org – www.8mars.com / E-mail: belgium@8mars.com 

آکسیون مبارزاتی به مناسبت ۲۹امين سالگرد کشتار زندانيان سياسی

تنها راه گرامی‌داشت زندانیان سیاسی دهه‌ی ۶۰، سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی است!

زمان: روز شنبه ۷ اکتبر ۲۰۱۷ ساعت ۱۳ تا ۱۵
مکان: بروکسل Place de la Monnaie

سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان) – بلژیک
www.8mars.com
belgium@8mars.com
https://facebook.com/8Mars.org

کارزار مبارزه با خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی بر زنان در ایران
karzar.zanan.2016@gmail.com
www.kaarzaar.org
www.facebook.com/kaarzaar
https://twitter.com/kaarzaar
https://t.me/kaarzaar

2017/05/29

گزارش تظاهرات اعتراضی علیه سفر ترامپ و شرکت او در نشست سران ناتو - بروکسل

دونالد ترامپ روز چهارشنبه ۲۴ ماه مه و پس از سفر چند روزه‌اش به عربستان، فلسطینِ اشغالی و واتیکان وارد بروکسل شد تا با سران پیمان ناتو دیدار کند. مردم بروکسل با سازمان‌دهی یک راهپیمایی اعتراضی گسترده به خیابان آمدند تا بگویند که او نه تنها خوش نیامده بلکه باید بروکسل را ترک کند.

فعالینِ سازمان زنان هشت مارس (ایران‌-‌افغانستان) واحد بلژیک و کمیته‌ی جوانان بلژیک که جز سازمان‌دهندگان تظاهرات «ترامپ خوش نیامدی!» (Trump not welcome!) بودند، در کنار سایر نیروهای معترض در صفی متحد این راهپیمایی را سازمان‌دهی کرده بودند تا در برابر نماینده‌ی فاشیست امپریالیسست‌های جهان بایستند. بیش از ۹۰۰۰ نفر در این تظاهرات حضور داشتند، از فعالین انقلابی، کمونیست، فمینیست، آنارشیست، فعالین محیط زیست، فعالین ضدجنگ و ... با گرایشات مختلف گرفته تا مردم عادی اما معترض که تلاش داشتند در صف متحد همبستگی خود را با مبارزات مردم آمریکا و سایر ستمدیده‌گان جهان نشان داده و گامی در جهت مبارزه با اوج­گیری فاشیسم و راست افراطی در آمریکا، اروپا و جهان بردارند.

البته امکان شکل‌گیری این تظاهرات بدون کار سیاسی گسترده‌ی سازمان دهندگان آن مقدور نبود. ما هم به‌عنوان بخشی از سازمان‌دهندگان این تظاهرات در ماه گذشته در جلسات مختلف سازمان‌دهی شرکت داشتیم و صدها آفیش و فراخوان در سطح شهرهای مختلف بلژیک به زبان‌های مختلف پخش کردیم. در همبستگی با مبارزات مردم آمریکا و کارزار «رفیوز فاشیسم» در آمریکا صدها پوستر و استیکر این کارزار را هم به شکل وسیع پخش و اطلاع رسانی کرده بودیم. با نیروهای ایرانی و غیرایرانی تماس گرفتیم و از ضرورت شرکت در این تظاهرات صحبت کردیم تا بتوانیم صف گسترده و متحدی ایجاد کنیم.

با این کار گسترده در روز تظاهرات احزاب و سازمان‌های مختلف با شعارهای و مواضع مختلف در این تظاهرات شرکت داشتند از جمله فعالین ائتلاف «هارت بون هارد»، احزابِ چپ بلژیک مانند حزب کار بلژیک، احزاب تروتسکیست، گروه‌های آنتی‌فا، بلک‌بلوک­ها، مرکز مائوئیستی بلژیک، ام‌ال‌ کا ‌پِ، ت ک پ ام‌ ال،‌ هوادارانِ پ ک ک و ی پ گ، گروه مانیفست انقلابی اروپا، بلوک تغییر ونزوئلا و کوبا،‌ حزب سبزها، سازمان عفوبین‌الملل، «لایتز فور رایتز» (مارش زنان در بلژیک) و ... نیروهای عمده‌ی این تظاهرات بودند.

قرار بود تظاهرات از ایستگاه قطار شمالی آغاز شده و از محله­های مختلف شهر بروکسل مانند محله‌ی مولنبیک و کمپ پناهجویان (پتی‌شاتو) عبور کرده تا در مرکز شهر به کار خود پایان دهد.

نقطه‌ی شروع تظاهرات یعنی مقابل ایستگاه نورد، خود محلی فعال برای تبادل نظر و ارتباط با مبارزین این تظاهرات بود. احزاب و سازمان‌ها در محل مستقر بودند و اعلامیه‌های‌شان را پخش می‌کردند و با شرکت‌کنندگان بحث می‌کردند. صدای موسیقی شنیده می‌شد و شرکت‌کنندگان با شور و حرارت به جمع می‌پیوستند. ما فعالین هشت مارس و کمیته جوانان و دیگر همراهان ایرانی و غیرایرانی‌مان هم خیلی زود به محل رسیده بودیم و بنر بزرگ‌مان را مستقر کردیم. بنری که یک طرف آن در همبستگی با کارزار «رفیوز فاشیسم» در آمریکا نوشته شده بود: «نه! به نام بشریت، تن به یک آمریکای فاشیست نخواهیم داد!» و در طرف دیگر شعار مرکزی سازمان زنان هشت مارس و کمیته‌ی جوانان نوشته شده بود: «مردم جهان علیه امپریالیسم و بنیادگرایی مذهبی متحد شوید!». این بنر و پلاکاردهای‌مان حاصل کار جمعی دوستان در هفته‌های گذشته بود. ما پیش‌تر تصمیم گرفته بودیم این پلاکارها را درست کنیم تا بتوانیم در بین شرکت‌کنندگان پخش کنیم، پلاکارهایی که روی آن شعار مرکزی کارزار «رفیوز فاشیسم» نوشته شده بود و شرکت‌کنندگانی که با این شعار توافق داشتند، می‌توانستند با کمک مالی اندکی آن‌ها را بردارند و همراه خود به صف تظاهرات ببرند. بسیاری از افراد با شور شوق به سراغ ما می‌آمدند و درخواست می کردند که پلاکارد بردارند و می‌گفتند که این شعار صحیحی است و بسیاری از شرکت کنندگان هم استیکرهای این کارزار را روی لباس‌های خود می‌چسباندند. برخی افراد با رضایت کمک مالی بیشتری می‌کردند. ما هم در ابعاد وسیع بیانیه‌های‌مان را به زبان‌های فرانسه و انگلیسی بین مردم پخش می‌کردیم و همه به نوعی درگیر صحبت با مردم بر سر مواضع بیانیه و شعار بنرمان بودیم. برخی می‌پرسیدند: فکر نمی‌کنید فاشیست خواندن دولت ترامپ درست نیست؟! و این سوال بحث داغی را دامن می‌زد. برخی می‌خواستند بیشتر در مورد این کمپین بدانند و برخی هم از اینکه ما پلاکارهای بیشتری مشابه پلاکارهای خودمان در مورد مسأله‌ی زنان، جنگ، همجنس‌گرایی، نژادپرستی و ... نداشتیم دوستانه گله می‌کردند و ما می‌گفتیم ما نیروی کوچکی هستیم که به اتکای خودمان این پلاکارها را تهیه کردیم و امکان بیشتری نداشتیم و ... موسیقی‌ پرشوری از بلندگوی ما پخش می‌شد، دوستان در بلوک ما (زن و مرد) تی‌شرت‌های سرخی به تن داشتند که روی آن نوشته شده بود: «اگر یک زن آزاد نباشد هیچ کس آزاد نیست!» و پشت آن نوشته بود: «بدون مبارزه‌ی انقلابی امکان هیچ تغییری وجود ندارد!» و استیکرهای نه به فاشیسم که فرم جالبی به پوشش دوستان داده بود و ... و این جمعیت فعال در اطراف بنر ما، رسانه‌ها را هم به سمت ما می‌کشید و همچنین برخی از زنان شرکت‌کننده هم از ما خواستند که از تی‌شرت‌های ما را بپوشند و با ما همراه شوند.

بعد از ساعتی که شرکت‌کنندگان تقریبا آماده شدند، چند نفر از نماینده‌گان سازمان‌دهندگان تظاهرات «ترامپ خوش نیامدی!» پشت بلندگو رفتند و به زبان‌های هلندی، فرانسه و انگلیسی به افشاگری از دولت ترامپ و اهداف او از شرکت در نشست سران ناتو پرداختند. آن‌ها همچنین از مبارزات روز ۲۱ ژانویه یاد کردند و نقش پررنگ زنان در این مبارزات که باید از آن آموخت، این‌که این همبستگی جهانی ادامه دارد و ... یکی از سخن‌رانان هم از فعالین جنبش «استندینگ راک» بود و از شکل‌گیری این جنبش و اهدافش سخن گفت. اما شرکت‌کنندگان بی‌صبرانه منتظر شروع مارش بودند و به همین دلیل قبل از پایان سخنرانی‌ها صف تظاهرات شروع به حرکت کرد.

در صف تظاهرات با انواع و اقسام شعارها، پلاکاردها، بنرها، لباس‌ها و کاریکاتورها و ... خلاقانه روبرو بودیم. برخی از گروه‌ها نیز با بلندگو در حال شعار دادن یا پخش موسیقی بودند. برخی عروسک‌های مضحک غول پیکری به شکل دونالد ترامپ و «شارل میشل» (نخست وزیر بلژیک) در اعتراض به سیاست‌های هر دو نفر آورده بودند. چند نفری خود را به شکل ترامپ در آورده بودند و یکی از آن‌ها ترامپ دلقک بود و دیگری ترامپی که روی یک تخت رونده نشسته و با تفرعن به جمعیت برخورد می‌کرد. در همبستگی با مبارزات زنان در روز ۲۱ ژانویه تعداد زیادی از زنان و مردان «کلاه‌های صورتی» (Pussy hat) به سر گذاشته بودند و این کلاه‌ها چشم‌گیرترین فرم همبستگی در بین افراد و گروه‌های مختلف بود. در صف سازمان عفو بین‌الملل افراد زیادی خود را به شکل مجمسه‌ی آزادی در آورده بودند و با مشعل‌های‌شان در صف حضور داشتند. گروه‌های رادیکال‌تر بیشتر با شعارهای ضد سیستم، ضد نژادپرستی و سکسیسم و در دفاع از پناهجویان و ... برجسته می‌شدند.

ما علاوه بر بنر اصلی‌مان که دو شعار اصلی ما را در بر داشت، شعارهای دیگری هم به همراه داشتیم:
«سرنگون باد جمهوری اسلامی ایران!»
«بدن من حق من است! نه هیچ دولت، نه هیچ مذهب و نه هیچ فردی!»
«منطقه‌ی بدون فاشیسم! بدونِ راسیسم، سکسیسم، بیگانه‌هراسی، هم‌جنس‌گرا‌هراسی، اسلام‌هراسی، pussy grabbing، نفرت از مسلمانان، انکار علم، یهودی‌ستیزی، فاشیسم!»
«سیاره شماره ب وجود ندارد!»

اما کلکتیو کوچک ما علاوه بر حمل کردن این پلاکاردها و پخش بیانیه در تمام مسیر دو ساعته تظاهرات با شور و حرارت در حال دادن شعارهایی بود که جمعیت را هم با خود همراه می‌کرد، چون یکی از فعالین هشت مارس بی‌وقفه در حال افشاگری، تهیج و شعار دادن بود و همین موضوع توجه شرکت‌کنندگان و رسانه‌ها را هم جلب می‌کرد. شعارهایی چون:

«هی هی! هو هو! ترامپ و پنس باید بروند!»، «چگونه می‌توان فاشیسم را متوقف کرد؟! انقلاب و نه چیزی کمتر!؟»، «زنده باد همبستگی انترناسیونالیستی!»، «انقلاب! تنها راه‌حل!»، «نه مرز، نه ملیت، اخراج پناهجویان را متوقف کنید!»، «آ آنتی آنتی کاپیتالیستا!»، «دونالد ترامپ! گمشو! گمشو! مارین لوپن! گمشو! گمشو! اردوغان! ... تئوفرانکین! ... بشاراسد!... جمهوری اسلامی ... نتانیاهو ... اسرائیل ... ولادمیرپوتین ... فلامس‌بلانگ ... گیرت ویلدرز ... فرونت ناسیونال ... ان‌وآ ... داعش...»، «آیا آماده مبارزه با سکسیسم، راسیسم، پدرسالاری، همجنس‌گرا هراسی، دیگرهراسی، اسلام‌هراسی، یهودی‌هراسی و ... سرمایه‌داری هستید!؟ به پیش!»

جمعیت عمدتا با این شعارها همراه می‌شدند یک نفر که ما اصلا نمی‌شناختیم در تمام مسیر برای حمل بنر سنگین‌مان به ما کمک کرد و برخی از کسانی که از ما پلاکارد گرفته بودند، بدون شناخت قبلی در تمام طول تظاهرات در بلوک ما ایستادند و با حرارت شعار می‌دادند. عمدتا زنان از شعارهای ما استقبال می‌کردند و با اشتیاق درخواست بیانیه می‌کردند. در این تظاهرات برخلاف همیشه عمدتا افراد خودشان درخواست بیانیه می‌کردند. دختر جوانی که تحت تأثیر کار افشاگرانه و شعارهای ما قرار گرفته بود درخواست کرد که بخشی از بیانیه‌ها را بگیرد تا هم در بین جمعیت پخش کند و هم برای پخش به محل کار خود ببرد. دختر دیگری می‌پرسید: «پنس کیست؟ برای چه شما از او افشاگری می‌کنید؟!» ... یکی از زنان جوان وقتی فهمید ما ایرانی هستیم بسیار خوشحال شد و گفت این یکی از رویدادهای مهم این تظاهرات است چون حضور شما از منطقه‌ی خاورمیانه اهمیت بالایی دارد خصوصا که نیروهای مبارز از آن منطقه بسیار اندک هستند.

فعالین ما پشت بلندگو بی‌وقفه شعار می‌دادند و همچنین از ترامپ افشاگری می‌کردند و این افشاگری‌ها با تأیید جمعیت پاسخ می‌گرفت. وقتی از خیابان‌های شلوغ شهر رد می‌شدیم فعالین ما خطاب به مردمی که شاهد عبور تظاهرات بودند یا از پنجره‌ها نگاه می‌کردند می‌گفتند: «ما اینجا هستیم تا سکوت را بشکنیم و بگوییم ترامپ خوش نیامده! بیایید و به ما بپیوندید!» عابرین عمدتا با لبخند همراهی می‌کردند. در مقابل کمپ پناهجویی هم سعی کردیم از سیاست‌های جنگ‌طلبانه و ضد پناهجویی امپریالیست‌ها و خصوصا دولت ترامپ افشاگری کنیم و پناهجویانی که متعجب مقابل در بزرگ این مرکز ایستاده بودند را تشویق کردیم که به صف مبارزه بپیوندند. ما سعی می‌کردیم هر از گاهی هم با پخش موسیقی انقلابی در افشاگری از سیاست‌های نژادپرستانه در آمریکا و مردسالاری در جهان به جمعیت انرژی بدهیم. سعی کردیم که بر وجه انترناسیونالیستیِ مبارزه‌ی ضدسرمایه­داری تأکید کرده و با شعارهای رادیکال و انقلابی فضای راهپیمایی را به موضوعِ انقلاب برای براندازی کلیه‌ی نیروهای واپس‌گرا پیوند بزنیم، آن هم انقلابی که قرار است بشریت را رها سازد. از این­رو در شعارهای­مان ضمن افشاگری از سیستم سرمایه­داری و خطر فاشیسم در جهان،‌ همه را به اتحاد برای انقلاب فرا خواندیم. به این شکل ما تبدیل به بلوکی انقلابی و رادیکال شده بودیم که حضوری برجسته در صف تظاهرکنندگان داشت. در نقطه‌ی پایان تظاهرات هم فعالین ما سعی کردند در محلی مستقر شوند که بتوانند بیشترین ارتباط را با جمعیت برقرار کنند و تا آخرین لحظه با افشاگری از ترامپ و دادن شعار علیه او و سیاست‌های فاشیستی در جهان جمعیت را همراه کردیم. جمعیت با حرارت پاسخ می‌داد و این نشان می‌داد که حتی بعد از بیش از دو ساعت راهپیمایی هنوز تمایل به ادامه این مبارزه هست. حضور ما به قدری پررنگ و شعارها‌ی‌مان به قدری برجسته بود که در بسیاری از رسانه‌هایی که خبر تظاهرات را پوشش دادند منعکس شد. (بسیاری از تلویزیون‌های اصلی بلژیک و اروپا، خبرگزاری استاندارد، رویترز و ...)

کلکتیو ما در پروسه‌ی شکل‌گیری این ائتلاف و در جریان برگزاری تظاهرات، تمام تلاش خود را کرد تا ضمن ابراز همبستگی و تقویت صفوف مبارزه‌ علیه ترامپ، مرزبندی‌ها و خط سیاسی خود را هم روشن‌ جلو بگذارد تا جهت‌گیری روشن‌تری برای تقویت نیروهای انقلابی پیش بگذارد. ما تمام تلاش خود را کردیم تا ضمن پیش‌برد وظیفه‌ی انترناسیونالیستی خود با معرفی کارزار «رفیوز فاشیسم» نه تنها مبارزات مردم در آمریکا را تنها نگذاریم، نه تنها مبارات زنان در آمریکا را تنها نگذاریم، بلکه بخش رادیکال و پیگیر این مبارزات را برجسته و تقویت نماییم. برای ما واضح بود که همانطور که از زمان انتخاب شدن ترامپ تا به امروز مبارزات مردم آمریکا علیه ترامپ و مشخصا این کارزار را تقویت کرده‌ایم در این سفر هم باید بتوانیم پیام این کارزار را روشن‌تر به اروپا برسانیم. همچنین ما مبارزه علیه ترامپ را جدا از مبارزه‌ی مستقیم‌مان با بنیادگرایی جمهوری اسلامی نمی‌دانیم. به همین دلیل هم تلاش کردیم نشان دهیم که منافع زنان و مردم ایران در مرزبندی و مبارزه‌ی هم‌زمان با این دو قطب تاریخ مصرف گذشته است. خوشبختانه برخوردها و بازخوردها نشان داد که به درجاتی در متحقق کردن این هدف موفق بودیم و ارتباطات جدیدی با افراد و جریانات مختلف برقرار شد تا بتوانیم این مباحث را در آینده عمیق‌تر و جنبش را تقویت نماییم.

فعالین سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان) – بلژیک
کمیته جوانان بلژیک
۲۷ مه ۲۰۱۷

- برخی از لینک‌های خبری این تظاهرات (درج این لینک‌ها به معنای تأیید مواضع این رسانه‌ها نیست):






2017/05/12

رای زنان: شورش و طغیان


جلسه‌ی بحث و گفتگوی پالتاکی: چرا نباید در انتخابات شرکت کرد؟


جلسه‌ی بحث و گفتگو «کارزار مبارزه علیه خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی بر زنان در ایران»

چرا نباید در انتخابات شرکت کرد؟

سخنرانان:
شیوا سبحانی
فریبا امیرخیزی

زمان: یکشنبه ۱۴ مه ۲۰۱۷ ساعت ۱۸:۳۰ به وقت اروپای مرکزی
مکان: اتاق پالتاک kaarzaar zanan iran
Middle East – Iran

فعالین کارزار از حضور فعال شما پیشاپیش سپاس گزارند.


کارزار مبارزه علیه خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی بر زنان در ایران
@kaarzaar

2017/03/20

گزارش دو آکسیون اعتراضی به مناسبت «روز جهانی زن»


شنبه ۱۱ مارس - بروکسل

آکسیون اول: ساعت ۱۲
امسال نیز مثل هر سال ما فعالین سازمان زنان هشت مارس در بلژیک در چارچوب «پلتفرم زنان هشت مارس در بلژیک آکسیونی به مناسبت روز جهانی زن سازمان‌دهی کرده بودیم. اهمیت و تاکید این آکسیون و این پلتفرم برای سازمان‌دهندگان آن در این است که تلاش دارد نیروهایی را گرد آورد که مرزبندی سیاسی روشنی با هر دو نیروی واپس‌گرای پدر/مردسالار یعنی سرمایه‌داری امپریالیستی و بنیادگرایی مذهبی دارند. این پلتفرم امسال هم با شعار محوری «بدون مبارزه‌ی انقلابی زنان، امکان هیچ تغییری وجود ندارد!»* فراخوان داده بود.

پس از یک هفته‌ی مبارزاتی بالاخره روز شنبه قبل از ساعت دوازده ظهر خودمان را به محل آکسیون یعنی میدان مقابل ایستگاه مرکزی بروکسل رساندیم، در حالی که هوای آفتابی و آمادگی ما نوید یک حرکت مبارزاتی موفق را می‌داد، اما با رسیدن به محل با تعداد بیش از انتظار ماشین‌های پلیس مواجه شدیم. پلیس اعلام کرد با وجود این‌که بیش از یک ماه قبل درخواست این آکسیون را داده‌ایم، اجازه برگزاری آکسیون را نداریم. با پافشاری ما ابتدا با نیم ساعت و بعد هم با یک ساعت آکسیون موافقت کردند، در حالی که ما کتبا درخواست دو ساعت آکسیون کرده بودیم. به نظر می‌رسید حساسیت پلیس به حضور سازمان‌های زنان کُرد از ترکیه در بین سازمان‌دهندگان بود و این موضوع به انتخابات اخیر ترکیه و سیاست دولت بلژیک در قبال این نیروها مربوط می‌شد.

با کمک دوستان حاضر به سرعت شعارها، عکس‌ها و پلاکاردها و ... را آماده کردیم. بنرها با مضمون و زبان‌های مختلف فارسی، ترکی، انگلیسی، فرانسه و هلندی:
«هشت مارس روز جهانی زنانی که زنجیرها را پاره می‌کنند!»، «نه! به خشونت علیه زنان!»، «زنان جهان برای پایان دادن به خشونت علیه زنان متحد شویم!»، «زنان علیه دو واپس‌گرای مردسالار: سرمایه‌داری امپریالیسیتی و بنیادگرایی مذهبی!»، «سرنگون باد جمهوری اسلامی ایران!»، «هر زنی صاحب بدن خودش است!»، «زنان ابژه‌؟ پورنوگرافی»، «زنان ابژه‌؟ حجاب»، «به کارزار مبارزه با خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی علیه زنان در ایران بپیوندید!»، «نه! به نام بشریت تن به یک آمریکای فاشیست نخواهیم داد!» و...

خوشبختانه از همان ابتدا توجه عابرین جلب شد. ما با لباس‌های یک دست‌مان که شعارهای مبارزاتی روی آن نوشته شده بود به استقبال آنان می‌رفتیم و آن‌ها عمدتا از گرفتن بیانیه‌ها استقبال می‌کردند. ما هم بیانیه‌های سازمان زنان هشت مارس در مورد روز زن و حمایت از مبارزات زنان و مردم در آمریکا و ... و فراخوان «کارزار مبارزه با خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی علیه زنان» را به شکل گسترده و به زبان‌های مختلف پخش کردیم. بسیاری از زنان و مردان با دیدن ما تامل می‌کردند با دقت عکس‌ها را دنبال می‌کردند و در مورد شعارها و بنرها سوال می‌کردند. عده‌ای می‌پرسیدند چرا شما این‌جا هستید؟ عده‌ای کنجکاو بودند بدانند ربط مبارزات ما و قطار عکس‌های خشونت علیه زنان چیست؟ و ...
معمولا دو دسته از زنان واکنش‌هایی جالب توجه نشان می‌دانند. یک دسته زنانی میانسال بودند که با حساسیت عکس‌ها و شعارها را دنبال می‌کردند و شاید تجربه‌ی جنبش‌ زنان دهه‌ی ۷۰ را به یاد داشتند، گروه دیگر زنان جوان و پرانرژی بودند که با حرارت و شیطنت به بحث می‌پرداختند. مادر و دختری که آمریکای لاتینی به نظر می‌آمدند یک به یک عکس‌های زنجیره‌ی خشونت بر زنان را نگاه می‌کردند و دختر جوان تمام توضیحات عکس‌ها و شعارها را با حوصله برای مادرش ترجمه می‌کرد. زنی بلژیکی که می‌گفت من مادربزرگ سه دختر نوجوان هستم، بسیار هیجان زده شد و از تمام بیانیه‌های‌مان سه نسخه گرفت و گفت برای دوستم می‌خواهم که ژورنالیست است. زن دیگری با هیجان گفت که متأسفم عجله دارم و باید به محل کارم برسم اما کار شما فوق‌العاده است. زنی دیگری می‌پرسید تا چه ساعتی این‌جا هستید تا من بعد از کارم به شما بپیوندم. زنی با موهای خاکستری با نگرانی از ما می‌خواست که بنرها را روی زمین بچسبانیم تا شعارها به خوبی قابل خواندن باشد او می‌گفت این مبارزه بسیار مهم است و خودش از تمام شعارها و بنرها یک به یک عکس گرفت. زن مسن دیگری که با دقت بیانیه کارزار را خوانده بود می‌پرسید چه کاری از دست ما بر می‌آید؟! ما او را راهنمایی کردیم تا با ایمیل کارزار در تماس باشد برای مشارکت در فعالیت‌های آتی ما. زن دیگری می‌گفت من در تمام عمرم شاهد این اشکال خشونت نبوده‌ام اما با شما اعلام همبستگی می‌کنم.

در زمان آکسیون دو ماشین ارتش در کنار ایستگاه‌ ایستادند و سربازان با لباس ارتش از آن خارج شدند. پسربچه‌ای که همراه ما بود با هیجان یکی از عکس‌ها را نشان می‌داد و می‌گفت همین‌ها هستند؟! (عکسی که مربوط به خشونت نیروهای ارتش بر زنان در جنگ بود) مردی با عصبانیت پرسید چرا شما در بیانیه‌تان نوشته‌اید امروز همه‌ی «زنان» باید به خیابان بیایند!! وقتی گفتیم این بیانیه مربوط به روز جهانی زن است، باز هم شاکی شد: «۸ مارس که گذشته و چرا شما 11 مارس در خیابان هستید؟» (گویا زنان مجاز نیستند روز دیگری مبارزه کنند) و ... در پایان این سلسله سوال‌های حق به جانب کارت خود را به ما نشان داد و گفت من ارتشی هستم و حق دارم سوال کنم. ما هم گفتیم هر کسی که آکسیون ما را می‌بیند حق دارد سوال کند و تو حق ویژه‌ای نداری. او که از دیدن عکس خشونت پلیس و ارتش عصبانی بود گفت که این عکس‌ها اهمیتی برای من ندارد! ما هم گفتیم نظر تو هم اهمیتی برای ما ندارد! مرد بلژیکی دیگری گفت من خیلی تاریخ می‌خوانم و می‌دانم ایرانی‌ها با عرب‌ها متفاوتند اما شما چرا ضد دولت ایران هستید؟! پاسخ دادیم که به نظر ما این ادبیات نژادپرستانه است و خشونت و ستم بر زن مسأله‌ای برخاسته از ملیت افراد نیست. موضوع این است که ما با یک سیستم مردسالار طرف هستیم که در ایران و دیگر کشورهای اسلامی توجیه دینی از نوع اسلامی دارند. اما در لهستان و آمریکا هم بنیادگرایان مسیحی به پشتوانه‌ی مذهب به زنان حمله کرده‌‌اند و در بلژیک هم مردان فارغ از ملیت‌ و مذهب‌ و بی‌مذهبی‌شان به زنان خشونت می‌کنند و ... او گفت که این حرف‌ها برایش جدید است و از بحث‌های ما آموخته است. زن بسیار مسنی گفت که من با این‌که خشونت علیه زنان وجود دارد، موافقم اما به هر حال خدایی وجود دارد که ناظر ماست و او هم عیسی است و او باید ما را نجات دهد. ما هم گفتیم که به نظر ما هیچ خدایی از هیچ مذهبی منجی زنان نیست. این زنان هستند که باید این کار را در دست بگیرند و به پایان برسانند. بعد از یک بحث نسبتا طولانی در مورد وجود یا عدم وجود «آفریننده»، او با وجود عدم توافق تا انتهای آکسیون کنار ما ایستاد و به شعار دادن، رقصیدن و فعالیت‌های ما لبخند می‌زد. از آن‌جایی که ایستگاه قطار مرکز شهر محلی برای تجمع زنان و مردان بی‌خانمان هم هست، این‌بار هم شاهد توجه آنان به آکسیون‌مان بودیم. زنی الکلی مردی را با اصرار به سمت عکس‌ها می‌کشید و می‌گفت: «نگاه کن! آن‌ها هم می‌گویند زن ابژه است!!!» گویا بحثی در بین آن‌ها در گرفته بود و زن شعارها و عکس‌ها را سندی برای اثبات بحث‌ خود می‌دانست. هم‌زمان با تمام این بحث‌ها فراخوان این آکسیون به زبان فرانسه به شکل صوتی دایما با صدای بلند پخش می‌شد و موزیک‌های مبارزاتی هم به شور و نشاط جمع کمک می‌کرد هرچند ما با عجله‌ی تمام سعی داشتیم از این وقت کم برای تماس هرچه بیشتر با مردم استفاده کنیم.

آکسیون دوم: ساعت ۱۴
بعد از آکسیون اول جمعا خودمان را به مرکز شهر «پلاس دو لا مونه» رساندیم جایی که قرار بود زنان کُرد آکسیون داشته باشند و پلیس باز هم با وجود درخواست اجازه آکسیون با آن مخالفت می‌کرد. اما با پافشاری برگزار کنندگان این آکسیون هم هرچند کوتاه اما به خوبی برگزار شد. زنان و مردان که از شهرهای مختلف بلژیک به بروکسل آمده بودند با اجرای موسیقی و رقص کُردی جمعی زنان و دادن شعارهایی به زبان کُردی توجه عابرین را جلب می‌کردند و بسیاری از عابرین با تعجب به جمع نزدیک می‌شدند و بیانیه‌های‌مان را دریافت می‌کردند. در پایان در حالی که زنان کُرد از اعلام همبستگی ما و کمک برای اجرای این آکسیون تشکر می‌کردند از هم جدا شدیم تا خودمان را باز هم برای مبارزات آتی آماده کنیم.

فعالین سازمان زنان هشت مارس (ایران - افغانستان) - بلژیک
فعالین کارزار مبارزه با خشونت علیه زنان در ایران
۱۳مارس ۲۰۱۷
* http://8mars.com/8MARS_FALYAT_BELJIK/browsf.php?c=1122&Id=42



2017/03/16

گزارش جلسه‌ی بحث و گفتگو به مناسبت «روز جهانی زن» «واقع‌بین باش! ناممکن‌ها را طلب کن! : نقش جنبش زنان از ایران تا آمریکا»


چهارشنبه ۸ مارس - بروکسل
در کنار تمام فعالیت‌ها و مبارزات روز جهانی زن ۸ مارس در صحبتی که با دیگر سازمان‌ها و فعالین داشتیم تصمیم گرفتیم تا یک جلسه‌ی بحث و گفتگو در همین روز ترتیب بدهیم. پیش‌تر به این نتیجه رسیده بودیم که باید علاوه بر تلاش برای بودن و ماندن در خیابان و تقویت جنبش در خیابان، به بحث در مورد جنبش زنان هم دامن بزنیم. زنان علاوه بر این‌که باید در مورد حقوق و مبارزات پیش‌روی خود صحبت و بحث و مبارزه کنند، باید در مورد استراتژی، افق و اهداف جنبش زنان، نقش جنبش زنان و چگونگی تقویت مبارزات زنان در کشورهای مختلف و ... هم بحث کنند و نظرات و تجربیات یکدیگر را بدانند و به کار ببندند و ... در پاسخ به این ضرورت با وجود تراکم برنامه‌های مختلف به کمک سازمان «کمک سرخ» (سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان انقلابی) و سازمان زنان سوسیالیست (زنان ترک و کرد) یک جلسه‌ی بحث و گفتگو سازماندهی کردیم.

عنوان برنامه این بود: «واقع‌بین باش! ناممکن‌ها را طلب کن!: نقش جنبش زنان از ایران تا آمریکا» و قرار بود ساعت ۱۹:۳۰ یکیدگر را در سالن «Sacco-Vanzetti» ببینیم و یک نفر از سازمان زنان هشت مارس و یک نفر از سازمان زنان سوسیالیست به بحث بپردازند و دیگران هم وارد بحث شوند. ما که تقریبا تمام روز هشتم مارس در مبارزات مختلف خیابانی، زیر باران بودیم، خودمان را به محل جلسه رسانیدیم و با استقبال جمع گرم و صمیمی دوستان مواجه شدیم. خوشبختانه برخی از زنانی که در آکسیون‌ زنان لهستانی و تظاهرات زنان دیده بودیم هم خودشان را به محل جلسه رساندند. حدود ۵۰ نفر زن و مرد از ملیت‌ها و گرایشات مختلف در این جلسه حضور داشتند و حضور زنان و مردان جوان اروپایی هم چشمگیر و مایه دلگرمی بود و نشان می‌داد همین روزنه‌ی کوچک برای تبادل نظرات و تحلیل‌ها‌ی‌مان با مبارزین و فعالین جامعه‌ی بلژیک هم نتیجه‌ی مثبت داده است.

جلسه با نمایش مستند کوتاه «زنان سال صفر» (خیزش زنان ایران در اسفند ۵۷ علیه حجاب اجباری)* آغاز شد. تصویر زنانی که مصمم و پرشور، ۳۸ سال پیش در چنین روزی برای مبارزه با حجاب اجباری و علیه قدرت‌گیری یک رژیم واپس‌گرای اسلامی به خیابان آمده بودند، حاضرین را متعجب کرده و به هیجان آورده بود و البته همگی از ندانستن تاریخ چنین مبارزه‌ای متأسف بودند.

بعد از نمایش فیلم بحث ما در مورد جمع‌بندی از جنبش نوین زنان در ایران و نقش و جای‌گاه امروزین جنبش زنان در ایران و جهان آغاز شد. سخنران ما با یک جمع‌بندی کوتاه از خیزش زنان سال ۵۷ که نشانه‌ی قدرت‌گیری یک رژیم به‌غایت ارتجاعی بود و عدم توجه جنبش انقلابی به این موضوع صحبت کرد و این‌که ندیدن اهمیت حمله به حقوق زنان باعث شد، جنبش زنان در ایران تنها بماند و فرصت تشخیص ماهیت رژیم جدید هم از دست رفت و ما در نهایت یک فرصت تاریخی را از دست دادیم که باعث شد زنان و جامعه‌ی ایران با یک عقبگرد تاریخی مواجه شوند... کوتاه در مورد نقش حجاب اجباری در قدرت‌گیری رژیم زن‌ستیز جمهوری اسلامی و کلیه‌ی نیروهای ارتجاعی اسلامی صحبت شد ... در ادامه به اهمیت مقاوت زنان در طی ۳۸ سال گذشته اشاره شد و این‌که زنان ایران هرگز تسلیم قوانین و چارچوب ارتجاعی جمهوری اسلامی نشده‌اند و جنبش زنان و مقاومت فردی و جمعی زنان یکی از مهم‌ترین نیروهای مقاومت در مقابل جمهوری اسلامی بوده است و ... اما همین پتانسیل انفجاری درون زنان باعث شده که جمهوری اسلامی همواره حملات جدیدی علیه زنان سازماندهی کند و خصوصا با رشد روابط نئولیبرالیستی در ایران و نیاز به ورود هرچه بیشتر زنان به عرصه‌ی کار و فعالیت بیرونی جمهوری اسلامی حمله‌ی همه‌جانبه‌ی دیگری را علیه زنان سازماندهی کرده که خود را به شکل رشد بی‌سابقه‌ی خشونت علیه زنان نشان می‌دهد... در سطح جهان هم با رشد پدیده‌ی خشونت علیه زنان مواجه هستیم و گسترش این جنگ علیه زنان در سطح جهان پایه‌ی مادیِ مبارزه‌ و همبستگی جهانی زنان است که مهمترین تجلی آن مبارزه‌ی متحد زنان در روز ۲۱ ژانویه علیه قدرت‌گیری رژیم فاشیستی ترامپ در آمریکاست. زنان این زنگ خطر را به خوبی احساس کردند و درست و به موقع به آن عکس‌العمل نشان دادند... این وظیفه‌ی جنبش زنان است که امروزه به شکل هم‌زمان با هر دو نیروی واپس‌گرای پدر/مردسالار یعنی سرمایه‌داری امپریالیستی و بنیادگرایی مذهبی مبارزه کند. نمود آن برای جنبش ما مبارزه‌ی هم‌زمان در صف جنبش ضد فاشیسم در آمریکا و سراسر جهان از یک طرف و تقویت صفوف «کارزار مبارزه با خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی علیه زنان در ایران» یعنی مبارزه با بنیادگرایی اسلامی در ایران در جهت سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی ایران است... اگر زنان و سایر نیروهای انقلابی و دگرگونی‌طلب اهمیت این لحظه‌‌ی تاریخی و اهمیت این مبارزه‌‌ی هم‌زمان را درک نکنند و متوجه اهمیت مبارزه علیه حمله به حقوق زنان نشوند ممکن است ما یک بار دیگر در سطح جهانی با چنان عقب‌گردی مواجه شویم که به راحتی برای بشریت قابل جبران نیست.

این بحث مورد استقبال حاضرین قرار گرفت و در فرصت‌های کوتاه استراحت که مابین بحث‌ها پیش آمد می‌گفتند که نکات بسیار مهمی برای بحث و عمل آتی داشته است. زنی که در تظاهرات بعد از ظهر با ما همراه بود گفت که این بحث و بیانیه سازمان زنان هشت مارس (دو مبارزه، یک هدف: انقلاب) بسیار قدرت‌مند و مهم است ما باید در هسته‌های زنان این موضوع را به بحث بگذاریم و قرار ملاقات‌های بعدی تنظیم شد. زن دیگری می‌گفت ما هرگز چنین تصویری از زنان ایران و مبارزات‌شان نداشتیم و ... به خاطر کمبود وقت با سرعت وارد بحث دوم شدیم.

سخنران «سازمان زنان سوسیالیست» که از ترکیه برای دیدار به بلژیک آمده بود ما را در جریان وقایع جاری و جنبش حاضر قرار داد. او توضیح داد که در سال‌های اخیر دولت اردوغان چگونه گام به گام تلاش کرده تا زنان را خانه‌نشین کرد و محدود نماید. او تلاش دارد یک دولت دیکتاتوری یک نفره ایجاد کند و برای محدود کردن و سرکوب جامعه از سرکوب زنان استفاده می‌کند. او از تلاش‌ زنانی که در احزابی مثل «ه د پ» تلاش کرده‌اند که این روند را کند کنند گفت و این‌که بسیاری از آن‌ها زندانی شده و شکنجه‌هایی سختی را متحمل شده‌اند. از افزایش آمار خشونت بر زنان خصوصا قتل‌های ناموسی و تجاوز صحبت کرد. در مورد این گفت که دو سال پیش تجاوز یک پدر و پسر در سرویس مدرسه به یک دختر ۱۸ ساله باعث شد که تمام شهر برای برخورد با متجاوز به خیابان بیایند و تبدیل به یک جنبش شوند اما همین ترس در عین حال باعث شده تا بسیاری از زنان دختران خود را از تحصیل محروم کنند چون جرأت ندارند دیگر حتی آن‌ها را با سرویس به مدرسه یا دانشگاه بفرستند. او از قانون ارتجاعی که اردوغان به مجلس برد (قانون ازدواج متجاوز با دختران زیر سن) صحبت کرد و این‌که چطور مبارزات زنان این قانون و مجلس را به عقب راند. همچنین توضیح داد که در مقابل تلاش اردوغان برای تغییر قانون اساسی یک کمپین جدید به راه افتاده که زنان در آن نقش بزرگی دارند، کمپین «نه!» که هدف آن جلوگیری از رفراندم برای برقراری نظام ریاستی است و ... او اگرچه به بحث وظایف جنبش بین‌المللی زنان نپرداخت اما چون وارد بسیاری از وقایع اخیر در جنبش زنان در ترکیه شد بحث‌اش برای شنوندگان جذابیت داشت.

در بخش پرسش و پاسخ چون فرصت زیادی باقی نمانده بود فقط به چند سوال پرداخته شد. یک سوال این بود که «آیا اگر جنبش چپ و کمونیستی ایران به موضوع زنان توجه می‌کرد شکست نمی‌خورد؟ آیا این نیروها آماده‌ی کسب قدرت سیاسی بودند؟» جواب سخنران این بود که بحث امشب جمع‌بندی از شکست انقلاب ۱۹۷۹ ایران نبود، قطعا نیروهای چپ و کمونیست‌ها در ایران آماده‌ی کسب قدرت سیاسی نبودند اما موضوع این است که نسبت به ماهیت خمینی و ضدامپریالیست بودن او توهم داشتند، یکی از دلایل آن هم عدم درک صحیح در مورد امپریالیسم است که کماکان وجود دارد و بسیاری از نیروها چپ در سطح جهان جمهوری اسلامی ایران را ضدامپریالیست می‌دانند چون به اصطلاح ضد آمریکاست، اما جمهوری اسلامی هرگز از چارچوب روابط زیربنایی سرمایه داری خارج نشده است؛ و امپریالیسم هم یک قدرت خارجی نیست بلکه روابط تولیدی حاکم بر جهان است... سوال دیگر این بود که «مبارزه با دو پوسیده یعنی چه؟» توضیح این بود که هر دوی این نیروهای واپس‌گرا در حالی که مقابل هم هستند اما یکدیگر را تقویت کرده و مردم را بین خود پلاریزه می‌کنند در حالی که هیچ کدام آلترناتیو واقعی نیست و هر دو تلاش دارند جامعه به گذشته بازگرداند و راهی به سوی آینده ندارند. اما این مبارزه باید هم زمان و با مرزبندی کامل با هر دو نیرو باشد چون اگر این کار را نکنیم در مبارزه با یک نیرو دیگری را تقویت خواهیم کرد. اتفاقی که دایما در دنیای امروز تکرار می‌شود. سوال دیگر «وضعیت زنان در دوران سلطنت در ایران چگونه بود؟» پاسخ این‌که قطعا زنان برابر یا آزاد نبودند و زنان در یک جامعه‌ی مردسالار، نابرابر و مذهبی زندگی می‌کردند اما بخشا از حقوق قانونی بیشتری برخوردار بودند. تحت رژیم سلطنتی هم ایران همواره مذهبی، سنتی و به شدت مردسالار بود.

سخنران زنان سوسیالیست در پاسخ به اهمیت مبارزه با دو پوسیده‌ی ارتجاعی گفت که امروز زنان باید خودشان در صف مقدم مبارزه بایستند و نباید نقش‌های سنتی سابق را ادامه دهند. حضور زنان مبارز و انقلابی اهمیت بالایی دارد و مبارزه زنان در روژاوآ و مسلح شدن‌شان در مقابل داعش امروز آلترناتیوی برای زنان است.

در پاسخ به این بحث سخنران سازمان زنان هشت مارس گفت هدف جلسه امشب بررسی مبارزات زنان رژاوآ نیست اما ضمن همبستگی، نباید مبارزات زنان مسلح در روژاوآ را ایده‌آلیزه کرد. زنان در طول تاریخ بارها اسلحه به دست گرفته‌اند در جنگ جهانی، در مبارزات ضد فاشیسم در اسپانیا و ایتالیا، ویتنام، شوروی، چین و حتی امروزه در هند اما سوال این است برای چه؟ آیا این مبارزات متضمن رهایی زنان است یا این مبارزات هدف مشارکت در قدرت را دارد؟! وقتی می‌توانیم از روژاوآ به عنوان آلترناتیو صحبت کنیم که بگوییم آلترناتیو رژاوآ در مقابل سرمایه‌داری امپریالیستی چیست؟! و معنای آن برای رهایی زنان چیست؟! موضوع صرفا حضور زنان در کنار یا در شراکت با قدرت نیست.

در پایان در فرصت کوتاهی فعالین سازمان زنان هشت مارس «کارزار مبارزه با خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی علیه زنان در ایران» را هم معرفی کردند و شرکت کنندگان را برای پیوستن و تقویت این کارزار و مبارزه‌ی انقلابی زنان برای سرنگونی جمهوری اسلامی دعوت کردند. با تأکید بر این‌که برنامه‌ی عملی این کارزار برگزاری ۴۰ مبارزه تا رسیدن به چهلمین سالروز مبارزات زنان در ۸ مارس ۵۷ است که در این فیلم دیدید.

حاضرین و برگزار کنندگان با ابراز رضایت از بحث پرباری که پیش رفت جلسه را ترک کردند و همگی خواستار بحث عمیق‌تر در این رابطه بودند. ما هم در حالی که یک روز سراسر مبارزاتی را پشت سر گذاشتیم با انرژی که به دست آورده بودیم راهی شدیم تا از ۹ مارس خودمان را برای مبارزه‌ای دیگر آماده کنیم چون برای ما زنان هر روز، روز مبارزه علیه فرودستی زنان است.

فعالین سازمان زنان هشت مارس (ایران - افغانستان) - بلژیک
فعالین کارزار مبارزه با خشونت علیه زنان در ایران
۹ مارس ۲۰۱۷